تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 96

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٩٦
ميورزند و الا نميفهمند معنى ندارد . تا در جواب بگوئيم نه چنين است نه نميفهمند و نه عناد ميورزند بلكه حقيقت ميگويند و منكر مجازات هم نيستند اشتهار مجازات و روا بودن مجازات هم باندازه‌اى است كه محتاج باستشهاد نيست تا آنكه براى تجويزش به قرآن استشهاد كنيد . اگرچه آن استشهاد شما هم بىمحل است . اما شرابا طهورا كه بيهچ وجه مجاز نيست بلكه حقيقت است زيرا شراب در لغت عرب غير شراب در لغت فرس است در لغت عرب شراب مطلق شربتها و مشروبات است نه خصوص شراب مسكر تا ارتكاب مجاز شده باشد پس در همان معنى حقيقى لغوى استعمال شده و اما نهر من خمر هم معلوم نيست كه بر وجه حقيقت نباشد از كجا معلوم شد كه ماهيت آن نهر غير خمر است تا آنكه لفظ خمر مجاز باشد بلكه شايد ماهيتش خمر است نهايت آنكه بدبو و بدخو و بدطعم و مسكر نيست و لهذا براى ازالهء و هم و تعيين آن نوع خاص توصيفش فرموده بلذة للشاربين تا برساند كه اگرچه خمر است اما نه آن خمر مكروه چنانچه نعيم بهشت همه‌اش از لحوم و طعوم همان لحوم و طعوم است اما نه مانند لحوم و طعوم دنيا كه آلوده بآفات و كدورات است . پس دليل قطعى نداريم بر آنكه مجاز اراده شده . حاصل آنكه ما منكر مجازات نيستيم تا شما خود را به زحمت و كلفت بياندازيد استشهاد بامر غير واقع و غير معلوم كنيد بلكه اعتراض ما از دو راه است يكى آنكه اين الفاظ اگرچه بمعنى خود اراده نشود و قصد مجاز شود بازاز ركاكت لفظى خارج نخواهد شد پس استعمال آنها بى ادبيست و لائق بمقامات مقدسه نيست دوم آنكه اين دعوى كليت كه ميكنيد