در اينجا بهر و تصريح مىكند :
وقت آن شيرين قلندر خوش كه در اطوار سر * ذكر تسبيح ملك در حلقه ز نار داشت
و ايضا تمجيد از پيران تصوف مينمايد از آن جمله حسين بن منصور حلاج در قصيدهء سوم گفته :
رموز سر انا الحق چه داند آن غافل * كه منجذب نشد از جذبههاى سبحانى
2 چو منصور از مراد آنان كه بردارند بردارند * بدين درگاه حافظ را چه ميخوانند ميرانند
3 گفت آن يار كزو گشت سردار بلند * جرمش اين بود كه اسرار هويدا ميكرد
4 حلاج بر سردار اين نكته خوش سرآيد * از شافعى مپرسيد امثال اين مسائل
و از جمله شيخ صنعان است كه پير و مرشد عطار بوده گويد :
گر مريد راه عشقى فكر بد نامى مكن * شيخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
حافظ از نظر عبادت و زهد و تقوى
و رياضت و خلوص و صفا و صبر و استقامت و سحرخيزى و عشق
حافظ اهل هيچيك از اينها نبوده و اين پيرايهها كه بر وى ميبندند همهاش غلط است اجتهاد در مقابل نص است اينهم براى مغرور كردن و فريب دادن عوام است مانند همانكه ميگويند ، اشعار دربارهء امام زمان عليه السّلام گفته كه پيش گفتيم . اينهم مانند اين گفته است كه بتازگى شنيده مىشود از كسانى كه امروز حلقهها ساختهاند بنام اهل اللّه و اولياء اللّه و اهل عشق و عرفان و علماى اخلاق و تزكيهء نفس و نام صوفيت را به ظاهر از خود