تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 63

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٦٣
فتنه ميكرد عده‌اى از منافقين او را وا داشتند كه بنزد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم برود و غفلة آنحضرت را بكشد يعنى آنحضرت را غفلت‌گير كند خدمت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم رسيد هنگاميكه يكنفر از صحابه در خدمت آنحضرت بود آن مرد حرفهائى زد ولى به مقصد نائل نشد چون برگشت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم از عزم و اراده به آن صحابى اخبار فرمود آن صحابى عرض كرد يا رسول اللّه ميخواستيد غمز كنيد يعنى چشمكى بزنيد يا با گوشه ابرو اشاره‌اى كنيد تا من او را بجهنم بفرستم . فرمود نميدانى كه ما انبياء اهل غمز نيستيم : و ايضا شبيه اين قضيه درباره عبد اللّه بن ابى سرح برادر رضاعى عثمان اتفاق افتاد كه بعد از اسلام مرتد شد و منكر وحى شد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم خون او را هدر كرد چون فتح مكه نمود عبد اللّه از بيچارگى بعثمان پناهنده شد عثمان او را همراه خود به نزد پيغمبر آورد و گفت يا رسول اللّه او را به من ببخش پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به او التفاتى نفرمود دو مرتبه مكرر كرد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود هولك ، او را به تو بخشيدم چون او برفت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود من نگفتم هر كه ببيند او را بكشد يكى از اصحاب گفت يا رسول اللّه من چشمم به طرف شما نگران بود كه يك اشاره بفرمائيد من او را بكشم فرمود الانبياء لا يقتلون بالاشاره . بهر حال گفتم بىمناسبتى تمثل اين مصرع را نسبت به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم اهل معنى و دقت ميفهمند پس اگر كسى جمود بورزد و محاجه كند كه عيبى ندارد ، باكى نيست و اهميت ندارد . پس وجه عمل ايندسته دوم كه اهل فهم و درايتند از اين راه است و اين نحو تمثل عيبى ندارد امير المؤمنين عليه السّلام بشعر اعشى تمثل كرده و اين شعر هم كه بابن ملجم فرمود . اريد حيوته و يريد قتلى تمثل است و غير