تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 60

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٦٠
نديده دوم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه‌اين مناسب با همان شاه منصور است كه از پرتو او زندگى ميكرد نه با امير المؤمنين عليه السّلام زيرا كه از آنحضرت طعمه‌اى نچشيده مگر بر تأويل كه مراد از طعمه طعمهء افاضات است طعمهء ولايت است كه اول كلام است سوم اى شاه شيرگير چه كم گردد ( اخ ) شاه شيرگير از مدايح سلاطين است نه از مدايح امير المؤمنين عليه السّلام بعد هم تناسبى ندارد كه بگويد چه شود اگر من در سايه تو فراغت يابم بلكه اين مناسب با شاه منصور است كه استدعا مىكند از او و ميگويد حال كه از دست تو طعمه چشيدم از تو چه كم شود كه اگر مستغنى از غير خود كنى و بوظيفه تو فراغت بال حاصل كنم چهارم شكر خدا كه باز در اين اوج بارگاه ( الخ ) اين ظاهر است كه بعد از استدعا باز ميگويد اگر انقدر نيست كه مايه استغناء و فراغت من شود يا اگر غلامان تو به من كم اعتنائى كردند چنانچه مطابق ابيات ديوان موجود است باز هم شكر كه از آن بارگاه بيرون نيستم و اگر خطاب بامير المؤمنين عليه السّلام باشد هيچ مناسبت ندارد با بيت سابق از يك جا استدعا مىكند كه مرا در سايه خود جاى ده از يك جا ميگويد شكر خدا كه در دربار توام پنجم بنما به من كه منكر ( الخ اين گونه خطاب تناسب بامير المؤمنين عليه السّلام ندارد كه منكرت را به من بنمايان تا ديده‌اش را بگز لك بدر آورم بالجمله تحريف از جوانبش ظاهر است و ممكن است كه تحريف از روى غرض و مرض نباشد بلكه تغيير از روى غرض صحيح است كه الان ذكر ميكنيم و فى الحقيقه اين تحريف نيست بلكه معارضه است :