الدين ؛ متولد سنهء 726 و متوفى سنه 791 است جدش غياث الدين پدرش بهاء الدين يا كمال الدين از اهل اصفهان يا توسيركان است تحصيلاتش در شيراز و از شاه قوام الدين متخلص بحافظ شد و گويند بميرسيد شريف و شمس الدين عبد اللّه شيرازى پيوسته ولى تملذش از آنان معلوم نيست بيش از اين آنچه در تاريخ او نقل كردهاند مربوط است به مواجهه او با شاه شجاع يا شاه يحيى و شاه منصور و امير تيمور گوركانى و عماد فقيه كرمانى كه در غزلهايش اشاره به اينها شده است و اين امور اگرچه كتاب را پر كند به هيچ وجه مربوط ببزرگى و كرامتهاى او يا شرح حالات و مقامات يا شرح زندگانى او نيست و هر يك از اين امور در محلش ذكر مىشود ، حاجت بذكر آنها جملة در يك موضع نيست .
اما از جهت اعتقاداتش :
اما تصوفش بالاتفاق همه او را صوفى خراباتى مىدانند چنانچه خودش هم در غزلهايش تصريح بتصوفش مىنمايد بعلاوه آنكه غزلهايش را همه بر مسلك و مبناى تصوف سروده ، اما آنكه در تصوفش بمرتبه ارشاد رسيده باشد ، كسى متعرض نشده و هيچكس او را در عداد مرشدين ذكر نكرده و هيچكس هم خرقه خود را به او منتهى نكرده اما در علوم ، نام او را در ادبا و شعراء ذكر كردهاند ولى در علماء ذكر نكردهاند و در علم قرائت قرآن نيز او را ياد كردهاند و گويند از اين جهت او را حافظ گفتهاند كه حافظ قرآن بوده چنانچه خودش گفته :
عشقت رسد بفرياد گر خود بسان حافظ * قرآن زبر بخوانى با چارده روايت