تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 18

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٨
و ثالثا ما در زمان متأخر از حافظ و مثنوى و امثال ايشان واقع شديم پس بنابراين ايشان نسبت بما ابتداء ببدگوئى و بد زبانى كرده‌اند و از ما انتصار و دفاع است كه نص آيه متقدمه است ، پس بر ما بأسى نيست هر ايراد كه هست بر ايشان است كه ابتداء كرده‌اند ، كلوخ انداز را پاداش سنك است ، باز هم گلى بجمال ما كه به همان كلوخ اكتفا كرديم . يعنى آنچه ايشان گفته‌اند بخودشان برگردانيم ، تعدى نكرديم ، پس اين انتصار و دفاع است ، نه عصبيت . اين مطلب را در اينجا تذكر داديم براى آنكه اين مفسدان از اين راه تفتين نكنند . زيرا كه اين مكاران از هر راه كه عاجز بمانند راه حيلهء براى خود از راه ديگر ميسازند . بسا ممكن است كه بر بيچارهء عوام تلبيس كنند كه چرا در فلانجا فلان لفظ را استعمال كرده اين خلاف ادب است بس اعمال عصبيت كرده پس نظر حق نداشته آنكس كه پى بهانه ميگردد و طالب حق نيست منتظر فرصت است . كه اندك خلاف متعارفى از خصم سر زند تا همان را بنيش كشد و فرياد كند و حق را بفرياد پامال كند . بيچاره اگر طالب حقى ، تو مطلب را نظر كن بكيفيت اداى مطلب چكار داراى بعلاوه ا گر اين ايراد است . بر اولياى تو بيشتر ايراد است ، زيرا كه تو آنها را اهل حق و عارف كامل ميدانى همه بشر را در مقابل ايشان قشر و پوست محسوب ميدارى ، پس آنكه عارف كامل است چرا زبان را آلوده كند ببدگوئى ، پس معلوم مىشود اين اندازه از بدگوئى برحسب اعتقاد امر متعارفى است نه خارج از متعارف ، ما هم به حمد اللّه از متعارف خارج نشديم . مقدارى از اشعار حافظ را در بدگوئى از همكاران و مخالفين خود