مانند آن عصبيتهاى شخصى و صنفى و غيره كه مستبتع اعمال غرض و ابطال حق و احقاق غير حق است . مسلم نيست .
بلكه اين قسم از تعصب كه در عرف همين قسم ، تعصب ناميده مىشود از سب و فحش و ركاكت در تعبير و از وضع آداب محاوره خارج شدن چه به زبان چه به غير زبان از جوارح ، گاه باشد كه ناشى از غرضهاى شخصى شود به اين معنى كه چيزى بشنود يا حركتى ببيند كه برخوردگى به شخص خودش داشته باشد بطوريكه از حيثيت خود دفاع كرده باشد اين قسم شرعا باطل است ولى تنها از جهت اجر و مثوبت يعنى بىاجر و ثواب خواهد بود ، چه آنكه اين عمل را براى خود كرده نه براى خدا اما نه چنان باطل است كه مستلزم عقوبت هم نيز باشد . زيرا كه سب غير اهل حق مانعى ندارد و اما اگر ناشى از جهت دين و حمايت دين شود يا حمايت اهل دين چنانچه امير المؤمنين عليه السّلام با معاويه رفتار داشت به هيچ وجه باطل نخواهد بود ، بلكه مثاب و مأجور هم خواهد بود و خداوند هم در قرآن همين روش را مسلوك داشته گاه گويد ، اولئك كالانعام بل هم اضل سبيلا .
گاه گويد ام تحسب ان اكثرهم يسمعون او يعقولن ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا - گاه گويد ان الذين كفروا ياكلون كما تاكل الانعام و النار مثو لهم - گاه گويد كانهم حمر مستنفره فرت من قسوره گاه گويد انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لا يومنون گاه گويد ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين گاه گويد و ان الشياطين ليوحون الى اوليائهم ليجادلوكم و ان اطعتموهم انكم لمشركون . گاه گويد اولئك حزب الشيطان الا ان حزب الشيطان هم الخاسرون و امثال ذلك .
و بالاخصوص اگر سب و فحش در مقابل سب و فحش طرف واقع شود
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 16
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ١٦