او متدين نيست ، بلكه متلون يا منافق است . اين نوع از عصبيت محبوب است . عصبيتهاى غير محبوب عصبيتهاى شخصى و صنفى و هم مشربى و هم وطنى و هم محلهاى يا عشيرهء و قرابتى با هم نژادى و هم آب و خاكى و امثال ذالك است . كه لازمهء او ملاحظه آن شخصيت و صنفيت و وطنيت و محليت و قرابت است ، در نتيجه مستلزم پاى روى حق گذرادن است ، و هر كس چنين اعمال تعصب كند مانند علماء يهود و نصارى است . چنانچه حضرت صادق عليه السّلام بروايت امام عسكرى عليه السّلام فرمود : اين يك نوع از عصبيت باطله است .
نوع ديگر از عصبيت باطله اعمال عصبيت است در ميان عصبيت حقه و آن چنين است كه در بين مناظره و حجت و استدلال و رد و ايراد كه عصبتى حقه است . از حدود محاوره خارج شود بسبب و فحش « 1 » اين نوع شك و شبهه در بطلانش از جهت تأير و حصول نتيجه نيست بهر وجهى كه باشد و لو مجوز شرعى نيز داشته باشد يعنى اعمال سب و فحش احتجاج را عقيم كند و مطالب صحيحه را بىاثر نمايد و زحمت را بىنتيجه گذارد بلكه خلاف مقصود و نقض غرض و عكس نتيجه بخشد ، چه آنكه اينگونه امور تهييج قواى غضبيه در مخالف كند و سر بحجت فرود نياورد استكبار و تأنف مانع از استقبال وى شود خلاصه شك و شبههاى نيست در باطل بودنش . بمعنى آنكه بىاثر است . و اما باطل بودن معنى آنكه از طرف شرع نيز باطل و غير مأجور باشد بلكه مواخذه هم خواهد شد
هامش
( 1 ) مخفى نماند كه مراد از سب و فحش كه در اينجا از حكمت تحقيق مىشود و مورد استثنايش ذكر مىشود غير قذف است يعنى فحشهاى عرصى و ناموسى .