شيعه رهى جز ره آله ندارد * جزره آل رسول راه ندارد
راه هدايت طريق آل رسول است * شيعه خرابات و خانقاه ندارد
هر ره ايشيعه دل بخواه مرو * جز رضاى آله راه مرو
هر خطاگر روا دهى اما * بخرابات و خانقاه مرو
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه و سلام على عباد الذين اصطفى محمّد و آله الطاهرين و جميع الانبيا و المرسلين و لعنة اللّه على اعدائهم و مخالفيهم اجمعين .
بعد چنين گويد بندهء فانى محمّد جواد بن المحسن المحولاتى الخراسانى ايده اللّه تعالى فى الدارين . كه چون در ديباچهء كتاب البدعة و التحرف توضيح داديم كه غرض از نگارش آن كتاب بر سبيل ايجاز و اختصار در شرح آئين تصوف تمهيد و مقدمه است براى نقض و ابطال ديوان حافظ و مثنوى اكنون در اين كتاب سخن از حافظ و كتاب حافظ است . قبل از ورود در سخن ناگزيرم از تقديم دو مطلب مطلب اول آنكه بناى اين حقير در اين كتاب بر تعصب نيست . چنانچه اين معنا بر خواننده پرواضح است بلى اصل رد نويسى و اعتراض خالى از نوع تعصب نيست . زيرا كه تا نوعى از تعصب و حميت در كسى نباشد در مقام رد و ابطال و مناظره و استدلال بر نميآيد . لكن اين تعصب عبارت است از عرق دينى و حميت مذهبى ، و اين لازمهء هر مرد متدين و هر فرد ديندار است . هر كس خالى از اين عرق باشد