تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 11

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١١
ما بين مسلمين آنقدر نشر و طبع ندارد كه ايندو كتاب در نزد صوفيه طبع و انتشار دارد حتى طبع‌هاى كوچك بغلى ميكنند كه مانند قرآن كه مسلمين همراه دارند هميشه همراه داشته باشند . مجلسهاى عرفانى هر كجا منعقد مىشود ذكرشان و حديثشان و دعا و قرآنشان ، خواندن كتاب حافظ و مثنوى است يعنى بعوض همهء اينها حافظ و مثنوى مىخوانند و گريه مىكنند . راستى اين دو كتاب در ما بين اين دو طايفه امروز حكم قرآن را در ميان مسلمين ، و حكم كتب اربعه را در ميان شيعه ، و حكم صحاح ستّه را در ميان اهل سنت ، و حكم توراة و انجيل را در ميان يهود و نصارى ، پيدا كرده از فردايش خبر ندارم ، چه آنكه اين جماعت از اول پيدايش تصوف تاكنون بر يك طريقهء ثابت نمانده‌اند تلون و تسرع اين طايفه بيشتر از هر كسى است ممكن است بعد از ظهور اين كتاب و ظهور فضايح ايندو ، اظهار تبرى از ايشان هم كنند چه اينجماعت اين معنى در ما بين ايشان سارى است كه هنگام مباحثه با هر كدام كه بگوئى چرا فلان چنين ، يا فلان فرفه چنان است با دعوى حقيقت ، زود ميگويد از او بگذر كه اهل حقيقت نيست . بى خود ادعا مىكند يا مىگويند از آن فرقه بگذر كه آنها مدعيند اهل حقيقت نيستند . عارف حقيقى مائيم با آنكه زود برايت شعر خوانى مىكند :
جنك هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه * چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند ايضا : نقد صوفى نه همه صافى و بيغش باشد * اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
( جمله معترضه ؛ آنكه هرگاه ايندو شعر را براى تو بخواندند تو هم بگو :