من تفلسف تعرف ، و من تعرف تصوف ، و من تصوف تحرف و تخرف .
پس آنچه خوف اضلال و اغوا ميرود بر عامى سادهء بىغرض است كه از طريق محبت و عشق و عرفان و معرفت و وعدهء وصول بچيزهاى ناديده او را ميفريبند پس ناچار بايد در سبيل ارشاد و تنبيه او طريقى را پيمود كه انسب به حال او باشد ، و اوفق بفهم و استعداد او باشد ، تكثير ادله و براهين او را سودى نبخشد ، ذوق او را كلال و فهم او را ملال گيرد لا جرم يا مطالعه نكند و يا از مطالعه چيزى بدست نياورد كه او را حربه شود در مقابل خصم معاند كه بتواند دامهاى تزوير او را پاره كند ، و يا تارهاى اوهام و طامات او را به نيروى علم و فهم به درد پس ناچار شود از آنكه در مقابل طامات او سر فرود آورد .
بهترين وسيلهء مناسب براى بيدار كردن عامى و حربه بدست او دادن ، اينست كه همين دو كتاب را كه ميبنيد اينهمه اهتمام به او دارند بطوريكه الان نقل هر محفل و مجلس و منبرشان اين دو كتاب است و از هر جا و براى هر چيز استدلال و استشهاد بايندو كتاب مىنمايند ، و از ميان همه كتابهاى تصوف بايندو كتاب از همه چيز بيشتر علاقمند هستند ، و نام دو مؤلفش را از همه بيشتر تجليل مىكنند ، بطوريكه در ما بين متصوفه و متعرفه و اهل عشق و عرفان امروز بهر اسم كه هست بالاتفاق كسى را بپايهء ايشان نميدانند . ايندو كتبا را هر روز بطبع مىرسانند بانواع و اقسام مختلفه محشى مىكنند ، شرح مىنويسند ، تفسير ميكنند . هيچ كتابى در تصوف مانند اين دو كتاب امروز انتشار ندارد . بلكه ميتوان گفت گذشته از قرآن و بعضى از كتب ادعيه و بعضى از كتابهاى درسى هيچ كتابى در