همهء اشعار او را تحت مطالعه قرار داديم و در هر فصلى كه براى هر مطلب نهاديم يا آنچه در آن باره شعرى گفته بود آورديم و يا اگر شعرى در آن باب زيار بود باندازهء كافى و وافى آورديم و ضد و نقضى هر دو را نقل كرديم و وجه اختلاف و تناقض را هم در محلى مخصوص بيان كرديم .
4 - بعضى از اشعار چون تناسب با بيشتر از يك مطلب داشت چاره نبود بجز تكرار ، اگرچه در تكرار اطالهء است اما بهتر از حواله است ،
5 - شما اين خوردهگيريها و اين عيبها را كه ما بر حافظ گرفتهايم مطالعه كنيد ، و بعد بوجدان خود مراجعه كرده ببينيد اگر در فقيهى يا پيشنمازى يا واعظى يا مدرسى يا متقى و زاهدى يا اهل علمى يكى از اين عيبها را ببينيد با او چه معامله خواهيد كرد چه رسد به آنكه ( آنچه بدها همه دارند تو تنها دارى ) آيا ديگر براى او سمت بزرگى قائل ميشويد آيا به او اعتماد ميكنيد آيا و را بنده خاص خدا ميشماريد و ، و ، و ، و ، هرچه درباره او حكم ميكنيد و با او معامله ميكنيد با حافظ نيز همان حكم و معامله كنيد :
سبب تأليف كتاب
مدتى بود كه رشتهء عرفان و تصوف در اثر معارضهء فقها و ارباب ديانات روبانحطاط ميرفت . تا آنكه نزديك بود كه سبيل اضمحلال پيش گيرد و چنانچه اكثر شعب او منقرض گشته ، همهاش بالكليه منقرض و نابود گردد و كسانى كه بر اين سيره و از اين تيره بودند در انظار موهون و خوار بودند و كسى بر آنها و قرى نميگذارى ولى چند گاهى است اخيرا بيگانگان تقويت از اين رشتهء فساد مينمايند و بازار كساد ايشان را رونقى دادهاند و چنانچه ابتداى حدوثش در اواخر قرن اول و اوايل قرن