اين نه بر فتنه خواه كم محلى است * يارى او بفتنه و دغلى است
دفع هر فتنهگر در اول شد * رشتهء هر فساد منحل شد
2 - چنانچه مطلع هستيد گويندگان و نويسندگان دربارهء حافظ مختلفند بر دو طرف نقيض يكى او را باوج اعلا ميبرد و يكى بحضيض سفلايش مىزند شما دربارهء حافظ به هيچ گوينده توجه مكنيد و حرف هيچ كس را حجت مدانيد يگانه حجت بر حافظ ديوان او است و بجز اين ديوان هم نشانه ديگرى بر وى نيست ،
3 - علت اختلاف دربارهء حافظ سه چيز است يكى تبليغات جليه و خفيه يقينى علنى و غير علنى از كسانى كه با او هم عقيده و هم مسلكند خواه در لباس اهل تصوف و خواه در غير لباس ،
دوم آنكه سبك اشعار حافظ سبك عارفانه و عاشقانه است اگر چه صوفيانه است و اگر چه خودش هم اهلش نيست بطوريكه ما در محلش ثابت كرديم كه او صوفى طريقت بوده ولى در صوفيت عامل و اهل عمل نبوده چون سبك اشعارش عشقى و عرفانى است ، عرفان مأبها را از وى خوش ميآيد لهذا از وى استقبال ميكنند . اگرچه از صوفيه تبرى ميكنند اينجماعت بزعم خود ميگويند تصوف بد است ، صوفيت بد است ، عشق و عرفان كه بد نيست . هنوز نفهميدهاند كه عشق و عرفان تصوف و صوفيانه بد است فرق اين دو را در مطالعه اين كتاب خواهيد فهميد ،
سوم آنكه اشعار مختلف و متناقض بسيار دارد از اين جهت هر كس مطابق مقصود خود يك بيت يا دو بيت را مدرك مىكند تلبيس و اشتباه كارى از اينراه بسيار شده و مىشود . لهذا ما در اين كتاب مانند ديگران به يك بيت و دو بيت اكتفا نكرديم تا تدليس و تلبيس نشود بلكه