آرى نظر خاص با كسانى است كه با من هم عقيده ميباشند يعنى شيعهء خاص كه عبارت از اماميهء اثنى عشريه جعفريه كه معتقد بغيبت ولى عصر ( عج ) هستند . و نيابت خاصه از آنحضرت در زمان غيبت كبرى براى احدى به هيچ عنوانى قائل نيستند ، و ولايت و قطبيت را كه از شئون امامت است چه در حال حضور و چه در حال غيبت امام عليه السّلام زيبنده احدى نميدانند ( كه اگر بر هر كسى زيبا و رسا باشد او خود امام خواهد بود ) بلكه فقط طريقهء حقه را در پيروى اخبار آل عصمت و احكام مقدسهء قرآن و طريق استنباط وى را منحصر بمسلك فقاهت و استنباط يعنى اجتهاد را بر فقهاء لازم و تقليد را بر عوام واجب ميدانند .
آرى همهء مقصد آنست كه هم مسلكان خود را از پرتگاه ضلالت نجات داده و قلوب صافيهء ايشان را از زيغ شبهات واهيه و تشكيكات لاهيهء اهل ضلال به آب حيوة علم حيوتى بخشيده باشم ، تا بنور بصيرت و اهتداء در چاههاى تلبيسات و اشتباه كاريها نيفتند و از تاريكيهاى اوهام و پندار به سهولت گذر كنند و با حربهء علم بر سر خصم معاند بكوبند و با حجت قوى گردوخاك خناس مفسد را از لوح دلها برو بند
تصوف چيست ؟
اگرچه بطلان تصوف در نظر شيعهء اماميه اظهر من الشمس وابين .
من الامس است ، بطوريكه هر كس كه خود را شيعهء امامى ميداند ، مسلك تصوف را در بطلان مانند مذاهب اربعهء اهل تسنن يعنى حنفى و مالكى و شافعى و حنبلى ميداند ، بطلانش بىنياز از حجت و برهان است .
شيعهء اثنى عشرى در نظرش مساوى است ، چه بگويند فلانى سنى است