مشتركها صحبت عشق است و عرفان آله * دعوى كشف و شهود وعدهء قرب و وصول
لفظ بىمفهوم ، يا مفهوم خالى از وقوع * شرح معناها كه بيرون است از فهم و عقول
لحن و جد انگيز و همّ بيش بر شعر و سرود * از احاديث و دعا و فقه گردندى ملول
اعتزال از خلق ، تعويد است بر صحت و سكوت * خلق يكسر نزدشان همچون حميرند و خيول ( خران و اسبان )
حيله و تزوير و تدليس و تصنع در مقال * هم تخضع هم تخشع نزد اصحاب سئول ( نزد سؤال كنندهها )
وهن فقه و علم و عالم ، وهن طلاب علوم * جمله قشريند و آنها علم نان است و بقول
خود حكيم و عارف و صديق و راسخ در علوم * اولياء خلق ، باقى چون كفى كاردسيول ( سيلها )
قطب و شيخ و مرشد و اوتاد و ابدال زمان * معرفت بايد بر اينها چون امامان و رسول
دعوت نفس است و دخل اذن مرشد در همه * ورنه بىآثار باشد يا نميگردد قبول
گر كه شخصى سالها باشد پى علم و عمل * نيست اهل حق و جاهل اهل ، بر محض وصول
پس مراقب بودن موهون افكار و خيال * تزكيه ، و آنگه رياضت خاصه از جنس اكول
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 175
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١٧٥