پس اماميين ثابت از على تا حال ذكر * بر يكى قول و يكى مذهب نمودندى نزول
اعتماد جمله بر نص است در اصل و فروع * نص قرآن و رسول و جانشينهاى رسول
فرق بين مجتهد و محدث و بطلان اخبارى
ليك جمعى را مهارتشان بدى اندر حديث * همشان بودى بجمع و نقل ، يا حفظ نقول
كمكم اين قصر نظر شد رشتهء جمعى ديگر * نامشان گشتى محدث جمله هستندى عدول
چمع اكثر بلكه يكسر را تفقه پيشه شد * فهم ايشان اصوب آمد در فروع و در اصول
همچون هم حافظ و قارى كه بر قرآن بود * يا مفسر در پى تأويل يا شأن نزول
اين تفقه و اين درايت اجتهادش نام شد * پس تشيع پايهاش بر اجتهاد آمد حصول
غير اين باشد تلون و آن تلون باطل است * در همه عصرى تنوع هست در قومى فضول
ليك سيل بيدوام است و سريع الانقضاء * زان تنوعها دو تا باقيست در قومى جهول
آن يك اخبارى است كاندر قرن آخر شد پديد * از تحدث گشت ناشى ليك در وى شد غلول ( خيانت )