بر حسب تمايل بعضى از اخوان مناسب ديده شد كه چند بيتى از ديوان خود كه در پيرامون تصوف و عرفان سرودهام به آخر كتاب ملحق سازم .
فرق بين شيعه و عارف
شيعيان را پيروى از پير نيست * عارفان را پيروى جز پير نيست
شيعيان را نيست پيرى جز امام * عارفان را پير مىباشد امام
شيعيان گيرند از معصوم و بس * عارفان از هر كه شد صاحب نفس
شيعيان را قطب بس صاحب زمان * عارفان را قطب پير عارفان
شيعيان را اتكاء بر نص بود * عارفان را سيرهء مختص بود
شيعيان را غير شيعه يار نيست * عارفان را شيعهاى در كار نيست
شيعه و سنى بر عارف يكى است * هر دو ناجى هست و فرقش اندكيست
شيعيانرا يازده تن با على * بعد پيغمبر امام است و ولى
عارفانرا اولياء بىحد بود * بلكه هر كس قابل مسند بود
خواه عامى خواه از اهل نظر * « خواه از نسل على خواه از عمر »
اولياء عارفان بشنو ز من * مالك دينار و ذو النون و حسن
رابعة عتبه حبيب اعجم است * ثورى و معروف و ابن ادهم است
پس فضيل و پس شقيق و پس سرى * پس مباركزاده سهل تسترى
پس جنيد و بايزيد است و اصم * موصلى ، فتح است و حلاج است هم
شمس وعطار و غزالى مولوى * سهروردى نعمت اللّه ولى
در همه عصرى از اينها بيش هست * نقل هر يك مايهء تشويش هست
مشتكى گندم ز خروارى ببين * باقيش را دان كه باشد اين چنين
در نمك مقدار انگشتى از آن * بر تمام معدنش باشد نشان