تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 166

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٦٦
بمعتقدات عقلى او زيرا كه عقل هر كس را بمعتقداتش ميتوان فهميد ) پس چه بسيار است كسى كه همهء اينها را ترك مىكند اما برگشت نميكند بعقل متينى پس مىباشد آنچه را كه او فاسد مىكند بجهل خود بيشتر از آنچه اصلاح مىكند بعقل خود پس هرگاه عقل او را نيز متين بيابيد باز عجله مكنيد و مهلت دهيد ، مغرور نكند شما را تا آنكه هوى و عقل او هر دو را بسنجيد كه آيا هواى او حاكم بر عقل او است يا عقل او حاكم بر هواى او است و آيا او ياور و معين هوى است بر عقل يا ياور عقل است بر هوى و هم به بيند چگونه است محبت او برياست‌هاى باطله و زهد او از اين رياسات زيرا كه در مردم كسانى هستند كه زيان ورزيدند دنيا و آخرت هر دو را باينكه ترك دنيا كردند از آنجهت كه لذت رياست باطل را بهتر مىبينند از لذت اموال و نعمت‌هاى مباح و حلال پس از اينرو ترك مىكند همه را بخاطر رياست و بطلب رياست حتى آنكه اگر به او گفته شود از خدا بترس تكبر كند و بزرگى و عزت خود او را بجانب معصيت كشد پس كافى است او را جهنم ، و هر آينه بد آرامگاهى است پس او مانند شتر كور هنگام رفتن بهر جا دست و پا ميگذارد ( يعنى بعقل ناقص خود در هر چيز دخل و تصرف مىكند و بهر چيز دست‌اندازى مىكند ) در هر باطلى پيشدستى مىكند اول و ابتداى هر باطل او را ميكشد به دور تر منتهاى خسارت و خداوند هم پس از طلب كردن او آنچه را كه قدرت بر وى ندارد و از تحت قدرت وى خارج است او را در طغيانش مدد ميدهد ( چنانچه در قرآن فرموده : و يمدهم فى طغيانهم يعمهون ) پس او حلال مىكند آنچه را كه خدا حرام كرده و حرام مىكند آنچه را خدا حلال كرده پروا نمىكند از آنچه از دين او از او فوت شود هرگاه سالم بماند براى او رياستى كه بخاطر آن پرهيزكارى