وارسته است ، به دنيا توجه ندارد ، شب زندهدار است ، اهل عشق است ، هنگام روضه يا شعر حالت بكاء دارد ، شهقه مىزند ، غش مىكند ، هر مالى را نمىخورد ، پولش مىدهند نميگيرد ، و امثال ذالك عامى بيچاره اينها را گواه بر صحت طريقه و صحت دعوى ميگيرد و چون اينها را در كسى ببيند بگمانش تحقيق كرده و املش را بدست آورده ، آرى اينها علامت مرد صالح است اما بعد از معلوم بوددن صلاحيت طريقش نه علامت صالحيت او و صالحيت طريق او هر دو ، هذا بصائر للناس - فمن ابصر فلنفسه و من عمى فعليها .
اين محكمه آخرين محكمهء عدل قضائى نهائى خدائى بود كه تشكيل داديم و كسى كه عاقل و عالم و بصير است ميداند كه اين محكمه نه قابل تميز است و نه قابل استيناف و فرجام ، مگر آنكه خلق استيناف بدر بار احديت بدهند كه خدايا اين طريقه و روش كه قرار دادهاى يعنى انبياء و و اوصياء كه فرستادهاى و اطيعو اللّه و اطيعو الرسول و اولى الامر منكم كه گفتهاى عوض كن و مشيت و ارداه را تغيير ده كه بر ما اين روش گران است و ما حاضر بفرمانبردارى نيستيم ، چنانچه ابو الحسن خرقانى گفت چنان در اطيعوا اللّه غرقم كه نوبت باطيعوا الرسول نميرسد چه رسد به اولى الامر .
چون بعضى حركات و اعمال فريبنده كه عوام بخيار خود آنها را تحقيق فرض مىكنند در سخن آمد مناسب ديدم كه از باب تأييد ، كلام را به اين حديث شريف ختم كند ، كه در تفسير امام عسگرى عليه السّلام و كتاب احتجاج طبرسى مذكور است ، درباره كسانى كه اهل رأيند يعنى در دين اعمال رأى مىكنند و كسانى كه اعمال و روش فريبنده دارند .
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 162
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١٦٢