بگويد بلى پس از بيطرفى خارج شد او جز و اشخاصى است كه مدعى هستند ، شاهدش اينست كه اگر بگوئى پس چرا تو خود سلوك آن طريق نميكنى خواهد گفت از تنبلى است پس اين از آن اشخاص است لكن تنبل است ، باز در همين جا كه او ادعاى اطمينان كامل كرده دربارهء آن اشخاصى كه ايشان را بزرك خوانده اگر بپرسى كه از كجا اين يقين و اطمينان را دارى پس اگر بگويد كه از ظاهرشان معلوم است ، پس پيدا است كه او تحقيق نكرده و اهل تحقيق نيست زيرا كه ظاهر موجب اطمينان و يقين نيست .
بار ديگر او را چهار ميخه كن از وى بپرس اين اشخاص را كه بزرگان و نيك مپندارى آيا پيش همه مسلم است كه اهل اين طريق بودهاند يا تو و چند نفر مانند تو كه اظهار نظر كردهاند و خود را بيطرف شمردهاند ، اهل اين طريق شمردهايد ، پس اگر بگويد نزد من و امثال من بزرگ و نيكند ، پس اين بزرگى براى خودش حجت است و اگر بگويد واقعا و در نزد همه و عند اللّه مصاب و ماجور و بزرك و صاحب مقامند ، پس بايد گفت اين ادعا را از كجا ميكنى اما آنكه ميگوئى نزد همه بزرك و اهل حق بودند ما از اثباتش صرفنظر ميكنيم و مما شتا با تو ترا مطالبه باثبات نمى كنيم ، لكن تو خود بگو همه كه ايشان را بزرك و حق ميدانند هم مانند تو ايشان را اهل آن طريقه ميدانستند و مع ذالك بزرك و حق ميشمارند يا نه ؟ پس اگر بگويد بلى ، پس اين افتراى بزرگى است كه بر قاطبه فقها زده سبحانك هذا بهتان عظيم ، چگونه مىشود تصديق كرد كه فقهاء كسى را اهل طريق باطل بدانند و مع ذالك او را بزرك و اهل حق بشمارند و اگر بگويد آنان اهل اين طريق بودنشان را نميدانستند ولى در بزرگى
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 160
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١٦٠