تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 148

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٤٨
عارف يكسان است اظهار تشيع صوفى براى گم كردن راه و مشتبه كردن امر و دفع اتهام است از خود نظير آنكه دزدى بر در دكان صرافى گذشت طشتى از اشرفى برداشت و فرار كرد صراف از عقبش ميدويد و فرياد ميزد دزد را بگيريد رفقاى او هم با او همدست شدند فرياد ميزدند دزد را بگيريد دزد هم چون اين بديد ميدويد و فرياد ميزد دزد را بگيريد مردم سرگردان ماندند كه را بگيرند بدين حيله اشرفيها را برد ، اين گروه نيز با اين داد و فريادها كه به صورت نمايش ميدهند كه صاحب متاعند و همكارند سرقت خود را مخفى ميكنند و جهال خلق را از اولياء دين ميدزدند و ميربايند و در اخبار گذشت كه ائمه ايشانرا از شيعه نفى كردند و اما اخباريكه ميآوردند هرگز مانند آن اخبار كه در ذم ايشان است نيست زيرا كه آن اخبار بخصوص ، بعنوان تصوف و اسم تصوف است و طعن بر طريقهء و مسلك تصوف و لعن بر اشخاص متصوفه بالخصوص مى نمايد و اين اخبار طعن بر علماء بد دارد كه شامل هر عالم بدى است و اين جاى شك و شبهه نيست و هيچكس اعتراض ندارد نه طعن بر طريقهء علماء خود ، پس اين اخبار مشترك است ما بين ما و ايشان زيرا كه ايشانهم علماى بد دارند بزعم خود و بسيار هم از رقيبانشان را مذمت ميكنند پس اين اخبار مخصوص ما نيست و اگر خود را شيعه نميدانند پس يكسره اين اخبار هم بر طعن ايشان است زيرا كه غير شيعه جزو علماى سوء است و اما آنكه ايشان هم باخبار استشهاد و استدلال ميكنند در اعمال و روششان ، بسيار حرف فاسد و موهونيست زيرا كه ايشان استناد باخبار نميكنند بلكه تطبيق و تأويل اخبار بر اقوال و اعمال خود ميكنند و تطبيق و تأويل غير