دادن 13 - رفتن بديدن ايشان 14 - بديدار قبور ايشان رفتن 15 - بعيادت مريضشان رفتن 16 - تشييع جنازهء ايشان كردن 17 - نماز بر جنازهء ايشان گذاردن 18 - بعد از فوت طلب رحمت بر ايشان كردن .
اگر همهء شيعه و همهء كسانى كه خود را پيرو اهل البيت ميدانند به اين وظائف عمل ميكردند بازار صوفيگرى اين گونه رواج نمييافت و دامنهء تصوف اينقدر توسعه پيدا نميكرد و هرگز يك شعبهاش دو شعبه و دو شعبهاش سه شعبه و همچنين تاكنون كه از حد بدر رفته نميشد و همه اينطور عرفا طلب نميشدند تا اينكه باسم عرفان از سواددارها گذشته بيسوادان هم در هر گوشه حلقهء ارشاد و ذكر ساختند و اينطور نميشد كه جشنهاى مولودى براى پيران بدعتگذار در مملكت اسلام بگيرند آن هم با رقص و موسيقى .
آرى اين طالب حق كه خود را شيعه ميدانى و پيرو ائمه اطهار ميشمارى اين است گفتهء ائمهء تو و اين است تكليف تو ديگر تو خود دانى ، ديگر جاى اين گفته نيست كه گاهگاهى عوام ميگويند بيچاره جاهل چه كند تكليف جاهل چيست يكدسته اشباه العلماء را مىبيند كه به صورت اهل علمند و درزى ايشانند بلكه اهل محراب و منبرند يا مدرسند تعريف از عرفان و تصوف ميكنند مدح ميكنند استناد و اتكاء بگفتههاى ايشان مينمايند ايشانرا بزرگان ميشمارند ، مخالفشانرا رمى به نفهمى ميكنند ، باز دستهء ديگر از علما را مىبيند جدا مذمت ميكنند ، قدح ميكنند تكفير ميكنند تفسيق ميكنند ، عامى بيچاره در اين ميان چه كند گوش به حرف كدام يك بدهد قوهء مميزه هم كه ندارد هر دو دسته را هم كه در صورت يكى مىبيند پس بيچاره ناچار است از تقليد اى بسا بعضى از اين عوام اضافه نيز مينمايند ، پس شما برويد اول خودتانرا اصلاح كنيد و همه يك قول شويد
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 145
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١٤٥