كل شىء قبلا ما كانوا ليؤمنوا الا ان يشاء اللّه ( يعنى بوجه قهرى كما قال ان نشا ننزل عليهم آية من السماء فظلت اعناقهم لها خاضعين ) و لكن اكثرهم يجهلون ، و لو فتحنا عليهم بابا من السماء فظلو فيه يعرجون لقالوا انما سكرت ابصارنا بل نحن قوم مسحورون ، افلم ييأس الذين آمنوا ان لو يشاء اللّه لهدى الناس جميعا ، در اين باب نيز آيات بسيار است .
هان اى طالب حق اگر طالب حقى و شيعهء پاك و خالصى و غرض و مرض ندارى گمان نميكنم بعد از شرح تصوف و آن بيانات گذشته و آن اخبار ديگر جاى شكى براى تو باقى بماند در بطلان اين طريقه ، بهر شعبهء كه باشد و بهر نامى كه باشد و بهر حالى باشد از زهد و ورع و تشريع و عبادات يا غير اين و تكليف تو ازجهت رفتار و معامله با اين گروه و متشبهين به اين گروه يعنى صوفى مآبها از اخبار نيز معلوم شد باز هم همه را بطور فهرست ياد ميكنيم اما آنچه بايد نسبت بايشان روا دارى و انجام دهى : 1 - اظهار علم در مقابل بدعتهاى ايشان 2 - تبرى از ايشان در ظاهر و باطن يعنى اظهار برائت و بيزارى در ظاهر با اعتقاد قلبى 3 - انكار ايشان بقلب و زبان هر دو در هر كجا كه نامشان برده شود 4 - سب و مذمت و عيبگوئى و گفتههاى موهون كننده 5 - بهتان بر آنها زدن « 1 » و اما آنچه بايد نكنى و يا نسبت به بايشان ترك كنى : 1 - ميل بايشان و گفتههاى ايشان 2 - تشبه بايشان 3 - ملقب ساختن خود را بلقبهاى ايشان 4 - تأويل گفتههاى ايشان 5 - همنشينى با ايشان 6 - مصاحبت و رفاقت با ايشان 7 هم غذا شدن با ايشان در خوردن و آشاميدن 8 - مصافحه با ايشان 9 - مناكحه با ايشان از آنجهت كه موجب توارث ايشان است از تو 10 - خنديدن و تبسم بر روى ايشان 11 - اعانت و كمك بايشان 12 - جاى دادن ايشان يا پناه
هامش
( 1 ) يا مبهوت و متحير كردن ايشان چنانچه در ترجمه و با همو هم در حديث دوم ور كه معامله با اهل بدع ذكر شد معنى اول مطابق فهم ديگرانست كه با ؟ ؟ ؟ را از بهتان گرفتهاند و معنى دوم مبنى بر استظهار اين ؟ ؟ ؟ كه از بهت باشد