ترجمه : از پيش بسوى تو انفاذ داشتيم به آنچه دانستى درباره ابن هلال متصنع كه با تصنع خود را شيعه قلمداد كرده بود خدا رحمت نكند او را خدا نيامرزد گناه او را و گذشت نكند لغزش او را اين متصنع در امر ما و در كار ما داخل شد بدون اذن و رضاى ما تا آنكه مستبد براى خود باشد پس گناهان خود را پردهپوشى مينمود هيچ امرى را از آنچه به او امر ميكرديم انجام نميداد مگر آنچه را كه هواى او در آن بود و خود ميخواست ، خدا او را در آتش جهنم افكند ، پس ما بر تصنع او صبر كرديم تا آنكه خداوند عمر او را تباه گردانيد بدعاى ما و ما از پيش حال او را اخبار و تعريف كرديم در ايام حيوتش براى جمعى از دوستان ما ، خدا رحمت نكند او را ، و هم امر كرديم دوستان خود را به آنكه فرمان ما را القا كنند بر خواص دوستان ما ، ما بيزارى ميجوئيم بسوى خداوند از ابن هلال ، خدا رحمت نكند او را وهم كسى كه بيزارى نجويد از او ، اى قاسم بن علا اعلام كن اسحاقى را ، خداوند او و اهل بيتش را سالم بدارد ، از آنچه ما به تو اعلام كرديم از امر اين فاجر و اعلام كن هر كس كه سؤال كرده ترا يا سؤال كند از امر او از اهل بلد او و غير اهل بلد او و همچنين هر كس را كه سزاوار است و اهليت دارد كه مطلع بر اين خبر شود .
« وصيتى اليك ايها الطالب للحق »
چنانچه در اول كتاب گفته شد دانستى كه شيوهء ما در اين كتاب همانست كه خداوند در قرآن مراعات فرموده و انبياء و همهء دعوتكنندگان بسوى حق نيز همان را رعايت كردهاند ، يعنى بيان عام است ولى نظر خاص است ، در بيان رعايت خصوصيت نكردهاند ولى در غرض و نظر ، نظر