تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 138

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٣٨
من اللّه اوزاد اماما ليست امامته من اللّه او جحد اللّه او قال ثالث ثلاثة انّ جاحد امر آخرنا جاحد امر اولنا و الزائد فينا كالناقص الجاحد امرنا . اين حديث شريف حكم معامله بازنده و مرده حتى طلب رحمت بر مرده ايشان را بيان فرمود و گويا بيشتر نظر سائل از جهت عموى خود بوده و طلب رحمت بر وى بعد از فوتش كه او از واقفيه بوده . ترجمه : آيا طلب رحمت ميكنى بر عموى خود خدا رحمت نكند عموى ترا بيزارى بجوى از وى بسوى خدا كه من از وى بيزارى ميجويم بسوى خدا هيچكس از واقفيه را دوستى مكن مريضهاى ايشانرا عيادت مكن به جنازه ايشان حاضر مشو نماز بر جنازه ايشان مگذار و طلب رحمت بر ايشان مكن هرگز ، مساوى است آنكس كه يك امام از ما را منكر شود يا امامى بر ما بيفزايد كه امامت او از طرف خداوند نيست چنانچه مساوى است آنكس كه منكر خدا شود يا بر خدا بيفزايد و ثالث ثلاثه بگويد ( چنانچه نصارى گفتند . خدا - عيسى - روح القدس - يا : عيسى - خدا - مريم ) بتحقيق كه انكار كننده امر آخر ما مانند انكار كننده امر اول ما است و زيادكننده در عدد ما مانند كم‌كننده و منكر است ، اينحديث بر سلسلهء معروفيه يعنى صوفيه‌اى كه خود را بمعروف مىبندند بهر نام كه خوانده شوند از نعمتيه و ذهبيه و شيخيه و غير ذلك از دو جهت انطباق دارد هم از جهت زيادة و هم از جهت نقيصه ، اما از جهت زياده زيرا كه معروف كرخى و وابستگان به او را بزعم خود سهيم امامت كردند و ولايت و قطبيت براى ايشان قائل شدند ، و اما از جهت نقيصة زيرا چهار امام را از ولايت بيروت كردند پس واقفيه بر ايشان نيز صادق است ، زيرا كه اين دسته بر حضرت رضا عليه السّلام وقوف و در امام بعد توقف كردند .