تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 132

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٣٢
دادن و حذر دادن ايشانرا از شلمغانى بچنان هستيم كه از پيش بوديم نسبت بكسانيكه پيش از وى بودند از نظيران وى مانند شريعى « 1 » و نميرى « 2 » و هلالى « 3 » و بلالى « 4 » و غير ايشان ، و عادت خداوند با همهء ايناه پيش از شلمغانى و بعد از او نزد ما بر نيكى است همواره بما حسن نظر دارد و نيك خواه ما است و به او وثوق ميداريم و او را مدد ميخواهيم و او كافيست ما را در همهء امور ما و نيكو وكيلى است . و مخفى نماند از جمله نظراء شلمغانى شبلى است كه قائل بمقاله اوست چنانچه جامى در نفحات گويد شبلى در زير دار حلاج بايستاد و گفت او لم ننهك عن العالمين ، آن قاضى كه بكشتن او حكم كرده بود گفت او دعوى عن العالمين ، آن قاضى كه بكشتن او حكم كرده بود گفت او دعوى پيغمبرى ميكرد و اين دعوى خدائى مىكند شبلى گفت منهم همان ميگويم كه او ميگفت لكن ديوانگى مرا برهاند يعنى خود را بديوانگى زدم ، و از جمله جنيد است كه استاد هر دو است و سرى سقطى است كه استاد جنيد است و معروف كرخى است كه استاد سرى است و ذو النون مصرى است جامى در نفحات و غير او چنين گفته‌اند ، كه ذو النون سر اينطايفه است و همه را نسبت و اضافه به او است پيش از او اگرچه مشايخ بوده‌اند ولى او پيشين كسى است كه اشارت با عبارت آورد و از اينطريق سخن گفت و چون جنيد آمد اين علم را ترتيب نها و بسط كرد و كتب ساخت و چون شبلى آمد اين علم را بر سر منبر آشكار كرد جنيد گفت ما اين
هامش
( 1 ) بالشين المعجمة ابو محمد الحسن كان من اصحاب الهادى ( ع ) ( 2 ) هو محمد بن نصير النميرى كان من اصحاب ابى محمد العسكرى ( ع ) ( 3 ) هو احمد بن هلال الكرخى من اصحاب ابى محمد العسكرى ( ع ) ( 4 ) هو ابو طاهر محمد بن على بن بلال .