سرها را به زير انداخته و همواره به زمين مينگرند تا بدينوسيله تزوير كنند و خطاها و عيبهاى خود را بپوشانند ، خيرهخيره از زير ابروان نگاه ميكنند همچنان كه گرگان بخيره نظر ميكنند و گفتارشان مخالف با فعل ايشان است ، آيا از درخت عوسج ( درختى است پرخار و بىثمر ) انگور چيده مىشود يا از درخت حنظل انجير چيده مىشود ، همچنين اثر نميبخشد گفتهء عالم دروغگو جز دروغ را و چنان نيست كه هر كس كه بگويد راست بگويد .
اينحديث اشاره دارد كه شيوه پشمينهپوشى كه شعار صوفيان بوده است سابقهاش از پيش از اسلام و آنكه اين شيوه را از پيش در مقابل انبياء اختراع كردند و نيز از اينحديث و حديث قبل معلوم مىشود كه وجه تسميه صوفيه از پشمينهپوشى است نه آن مزخرفات كه از خود بافتهاند كه از صفا است يا از صفه است ، يا آنكه اول كسى كه مخترع اين فرقه بود و از خود تزهد اظهار نمود مردى بود در مكه بنام صوفه ، يا غيز اين از خرافات ، ديگر از اين اخبار احتجاجات ائمهء ( ع ) است با صوفيه كه بسيار و هم طويل است هركه خواهد مراجعه كند بروضه كافى و كتاب تحف العقول و احتجاج طبرسى و بحار الانوار و غيره .
قسم دوم از اخبار
اخبارى است در مذمت اشخاصى كه مشتهر بتصوف بودند و متوصفه ايشان را بصوفيت ميشناسند و تجليل از ايشان ميكنند از آن جمله :
1 - حديثى است كه دربارهء ابو هاشم صوفى كه مؤسس اين اساس بوده اسم او معلوم نيست بكنيه معروف است ، حديث از قرب الاسناد على بن