تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 122

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٢٢
ببعد است كه شر بودن علما را از آنجهت فرموده كه ميل بفلسفه و تصوف ميكنند و سبب گمراهى شيعيان ميگردند ، و ايشانرا از اهل عدوان و تحرف و قاطع طريق و داعيان بسيرهء ملحدين معرفى فرموده ، پس چه خواهد بود حال خود اهل فلسفه و تصوف ، بلى در اينحديث اهل فلسفه و تصوف را ملحد خوانده پس مشمول اين آيهءاند : ( ان الذين يلحدون فى آياتنا لا يخفون علينا افمن يلقى فى النار خير ام من ياتى آمنا يوم القيمة اعملوا ما شئم انه بما تعملون بصير ) و اما اينكه فرمود اين از اسرار ما است ، پس كتمان كن او را يا مراد امور مغيبهء است كه اخبار از وقوع آنها در ما بعد فرموده و يا مراد طعن بر فلسفه و تصوف و متمائلين بوى است چنانچه در شرح حديث سابق گفته شد كه بناى خلفا در آن عصر بر ترويج فلسفه و تصوف بود ، پس اظهار طعن و تكفير خلاف تقيه است ، پس اينحديث هم مؤيد حديث سابق است . سپس بدانكه اين حديث را نبايد يك حديث فرض كرد ، بلكه شش حديث بايد دانست ، از آنجهت كه حضرت عسكرى عليه السّلام از يك‌يك از آباء خود نقل فرموده تا حضرت صادق عليه السّلام پس هر يك بمضمون اينحديث امضاء داشته‌اند ، مثلش مثل رساله‌اى است كه به پنج حاشيه محشى باشد در هر مسئله كه توافق باشد با متن شش قول خواهد شد ، چون راوى در اينحديث امام است از امام پس مانند راويان ديگر نيست كه هرچند راوى متعدد باشد باز يكحديث خواهد بود زيرا كه امام صاحب‌نظر است و راوى حديث صاحب‌نظر نيست ، ضمنا معلوم شد كه ائمه ( ع ) همه مخالف با صوفيت و بر ضرر صوفيت بودند و او را مردود و مطرود ميشمردند و همه او را باطل ميدانستند و يكى از ايشانهم حضرت رضا عليه السّلام است چنانچه