ثم قال يا ابا هاشم هذا ما حدثنى ابى عن ابائه عن جعفر بن محمّد عليه السّلام و هو من اسرارنا فاكتمه الاعن اهله .
ترجمه اى ابو هاشم زود باشد كه زمانى بر مردم بيايد روهاشان خندان و شادان باشد و دلهاشان تيره و تاريك ( يعنى نسبت به يكديگر در صورت بشاش و دلها پر از كينه و حسد و نسبت بدين در صورت خوشگو و خوشرو و دينجو و در باطن دلها خالى از ايمان ، تيره و تار از بىصفائى با يزدان ) سنت در ميان ايشان بدعت و بدعت سنت شمرده شود ، مؤمن در بين ايشان تحقير و فاسق توقير كرده شود ، امراءشان جوركنندگان و علمائشان بر دربار ظلمه روندگان ، بىنيازان و ثروتمندانشان زاد و توشهء فقراء را بدزدند ، ( يا بمنع حقوق واجبه چون زكات و خمس و يا بكم فروشى و اجحاف در نرخ و يا به پيشدستى كردن در بيت المال و يا بكنترات حرفه و صناعات و اجارات و تجارات و يا به حيازت مراتع و معادن و اراضى موات و مياه و آنچه بمقتضاى شرع اسلام همه مسلمين در وى مشترك و مساوى هستند و يا به ثبت دادن خارج از حدود مالكيت و يا باغتصاب املاك فقراء و يا بانحاء ديگر كه همه امروز مصداق پيدا كرده و به كلى راه معيشت و كسب را بر فقراء و ضعفاء تنك بلكه مسدود كردهاند و همه را به فقر و گدائى و سؤال انداختهاند عجب اينست كه اگر بيچارهاى هم از درماندگى سؤال مىكند عوض ترحم بالحن تندى به او ميگويند : برو كسب كن ، اى بيرحم چه كسبى كند ، كسبها را كه شما همه را محدود و انحصار كرديد ، صدق مولاى صدق مولاى روحى له الفداء ) كوچكان بر بزرگان تقدم جويند ( يا در رفتن و يا در دخول و خروج و يا در گفتن و يا در رأى و يا در پيشوائى و اقدامات دينى و يا در امارات و حكومات و يا در كليه امور اجتماعى ) هر
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 120
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١٢٠