1 - از بزنطى و اسمعيل بن بزيع كه هر دو از بزرگان رواتند ، مخصوصا اولى كه از صحابه اجماع است يعنى از كسانى است كه علماء اماميه اجماع نمودهاند بر آنكه هر حديث كه از او نقل شود مورد قبول است اين دو از حضرت رضا عليه السّلام نقل كردند كه فرمود من ذكر عند الصوفيه و لم ينكرهم بلسانه و قلبه فليس مناو من انكرهم فكانما جاهد الكفار بين يدى رسول اللّه
ترجمه : هر آنكس كه صوفيه نزد او ذكر شود و ايشانرا به زبان و دل انكار نكند پس او از ما نيست و هر كس به زبان و دل ايشانرا انكار كند چنان باشد كه در ركاب پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و مقابل پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم با كفار جنك نموده .
2 - نيز از بزنطى است كه گفت مردى به حضرت صادق عليه السّلام عرضه داشت ، قد ظهر فى هذا الزمان قوم يقال لهم الصوفيه فما تقول فيهم قال عليه السّلام انهم اعدائنا فمن مال اليهم فهو منهم و يحشر معهم و سيكون اقوام يدعون حبنا و يميلون اليهم و ينشبهون بهم و يلقبون انفسهم بلقبهم و يأولون اقوالهم الا فمن مال اليهم فليس منا و انّا منه برءاء و من انكرهم ورد عليهم كان كمن جاهد الكفار بين يدى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم ، ترجمه : در اين زمان جماعتى پيد اشدهاند كه ايشان را صوفى ميگويند چه ميفرمائى دربارهء ايشان فرمود ايشان دشمنان ما ميباشند ، هر كس ميل به طرف ايشان كند او از ايشان خواهد بود و با ايشان محشور خواهد شد و زود باشد كه جماعتى پيدا شود كه ادعاى محبت ما كنند و به طرف ايشان ميل كنند ( يعنى مايل بگفتار و رفتار ايشان شوند ) و تشبه بايشان ورزند ( يعنى در گفتار و روش از ايشان تقليد كنند و خود را بايشان شبيه سازند ) و خود را ملقب كنند بلقبهاى ايشان ( مانند عارف - عاشق - ولى - سالك - مجذوب - مجنون
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 112
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١١٢