شود كه نماز در لباس نجس موجب بطلان نماز است ، پس اگر جامه آلوده به شراب شود يقينا نماز در آن جامه باطل است . ديگر احتياج بنص امام عليه السّلام ندارد كه بگويد باطل است .
بنابراين وضع اين مختصر بر اين باشد كه تشريح اصل تصوف شود تا خود دليل بر بطلان خود باشد ، محتاج ببرهان خارجى نباشد ، برهان خارجى را كه عبارت از آيات و روايات و اقوال علماء است محول بكتب اصحاب و كتاب مفصل اين حقير نمودم ، ولى از باب آنكه اين مختصر نيز تا حدى جامع باشد و هم تيمن و تبرك بذكر اخبار اهل البيت عليه السّلام كرده باشم اينك ذكر بعضى از اخبار ميكنم ، و اين تبرك و تيمنجوئى را مخصوصا در آخر قرار دادم تا كاملا محقق كنم كه بطلان تصوف واضح و آشكار است و در برهان احتياج به هيچ گفته ندارد حتى باخبار ، هرچه از اقوال و اخبار آورده شود شاهد تأئيدى خواهد بود ، نه شاهد دليلى .
اخبار در ذم تصوف بر دو نوع است : نوعى اخبار عامه كه بطور كلى طعن و لعن بر تصوف دارد ، و نوعى اخبار خاصه كه بر خصوص اشخاصى كه بتصوف معروف بودند ، و صوفى شناخته ميشوند نظر دارد ، و از هر دو نوع بسيار است ، ولى ما در اين مختصر از هر دو نوع ببعضى اكتفا مى كنيم ، كه در مشت نمونه خروار است ، و شيعه خالص پاك را يك حديث بسيار است چه او در ذوق هشيار ، و در فطانت بيدار است ، و در مقام تسليم نه چون اغيار است كه بندهء و هم و پندار است .
قسم اول اخبار مطلقه در بطلان تصوف
از جمله اخبارى است كه مقدس اردبيلى در كتاب حديقه الشيعه و ديگران نيز در كتب خود نقل كردهاند .