تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 110

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١١٠
كنند و بوجودش افتخار كنند ديگر چه جاى عجب است از يك عده بىسواد عامى كه از يك عده مغرض فتنه خواه باور كنند كه مقصود حافظ از باده و شراب و مى معناى ديگر است واقعا در اينجا بر سبيل طنز بايد گفت چه خوش گفته حافظ :
صبر كن حافظ كه گر زيندست باشد درس عشق * خلق در هر گوشهء افسانهء راند ز من
چنانچه نظير اين هم مولوى گفته :
هر كسى از ظن خود شد يار من * وز درون من نجست اسرار من

خاتمه در بيان احاديث

اگرچه ذكر احاديث بايد در اول شود كه مقدم بر هر چيز است و شرافتش بر هر گفته پيش‌وبيش است ولى در اول كتاب گفتيم كه غرض در اين مختصر شرح اصل تصوف و ذكر اصول وى است ، تا تنها بشرح اصول وى بطلان وى ظاهر شود ، بدون احتياج ببرهان ديگر ، زيرا كه صحت و فساد هر چيز به تشريحش ظاهر مىشود ، عقيدهء مؤلف آنست كه بطلان تصوف احتياج به آيه و روايت خاص در خصوص تصوف ندارد مانند ديگر از مذاهب و فرق باطله و بدعتهاى حادثه ، بلكه صرف انطباقش با قواعد كليه و اصول شرعيه كافى است اگرچه نص خاص در بين نباشد ، مثلا بطلان بهائيت محتاج نيست به آنكه نص خاصى از امام عليه السّلام بعنوان بهائيت برسد ، كه اگر نص خيلى نباشد پس باطل نباشد ، بلكه عقايد و گفتار و رفتار هر كس يا هر فرقه تنها كافيست براى حكم به صحت و يا حكم بتكفير و تفسيق وى ، و نيز اگر در شرع معلوم شود كه شراب نجس است ، و هم معلوم