تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 102

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٠٢
و اباحه را علنى كردند ، زيرا كه ديگر هيچ مانعى و رادعى نبود نه از طرف دولت چون دولتى نبود آن هم كه بود متمايل بود و نه از طرف علماء زيرا كه قوهء نداشتند ، بلكه هر كس بفكر خود بود چون مدتى طول كشيد و بعد هم زمان به حالت اول برگشت نكرد ، اين طايفه رشتهء خود را از دست ندادند اين دسته معروف شدند برند خراباتى در مقابل متزهدين كه آنها را خانقاهى ميگفتند ، كم‌كم جنك داخلى يعنى جنك زبانى و طعنه و مذمت ما بين دو فريق شروع شد از جهت رقابت با يكديگر و اجتلاب مريد از همديگر .

( شرح خرابات و خانقاه )

خانقاه معرب خانكاه است و آن بنائى است كه صوفيان براى خود ميسازند مقابل مدرسه و مسجد در عربى او را رباط نيز مينامند ، خرابات نام بنائى است كه طايفه ديگر از صوفيان كه چندان با ظواهر شرع تماسى نداشتند و خود را از صوفيان خانقاهى جدا ميكردند ، براى خود ساختند ، وجه مناسب نسميه آن محل بخرابات شايد از جهت اينست كه در ابتداء چون صوفيان خانقاهى ايشان را از خود دور كردند خرابه‌ها را مسكن خود ساختند و در خرابه‌ها سكونت ميكردند مثل بعضى از دراويش فعليه پس از اينجهت معروف شدند بخراباتى و چون بعدا براى خود محلى ساختند همچنان نام محل خود را خرابات ناميدند و يا آنكه خرابات بمعنى محل خرابها يعنى شوريده‌گان از اينجهت كه خراباتيان خود را مردمان شوريده و خراب دل و خراب عقل بسبب عشق ميدانستند و ميگفتند ما به كلى از هستى خود خراب شده‌ايم حافظ
( در كنج خراباتى افتاده خراب اولى )
و آنجماعت مدعى بودند كه تا باطن به كلى از عقل و مشيت و علم خراب نگردد بكمال نرسد و در دعوى عشق صادق نگردد پس خرابات بمعنى محل