تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 97

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٩٧
شيعه و سنى را در خلافت لغو ميداند بلى در مقام تفضيل امير المؤمنين عليه السّلام بر آن سه يا تفضيل آن سه بر آنحضرت نظرها مختلف است و محض تفضيل امر مهمى نيست اثبات مذهب نميكند چه آنكه معتزله مطلقا و همچنين حنبليها و شافعيها هم قائل به تفضيل امير المؤمنين عليه السّلام هستند اما بر حسب ظاهر كه در بلاد اسلامند و خود را جزو مسلمين ميشمارند پس ناچارند از اتخاذ مذهبى اگرچه بمحض نام باشد پس ايشان را در اين مرحله تحولاتى دست داده و چندين مذهب شده‌اند و الا بر حسب معنى و باطن امر همه بر يك مذهبند و آن مذهب طريقت است اگرچه در اين مذهب نيز اختلافاتى با هم دارند نظير آنكه در شريعت نيز مذاهب مختلف شده ) اما از جهت خلافت و امامت يعنى شيعه و سنى چنانچه گفته شد ايشان تا قرن ششم و هفتم بمذهب اهل سنت بودند زيرا كه تا اواخر قرن سوم كه اواخر عصر ائمه ( ع ) بود صوفيت در ميان شيعه به كلى نبود و از آن بعد كم‌كم در شيعه نفوذ پيدا كرد يعنى توانستند بعضى از جهال شيعه را نيز بفريبند و بى هر كس فريب ايشان را مىخورد ديگر بر سيرهء ايشان بود و از تشيع خارج ميشد مانند آنكه يكنفر سنى مستبصر شود و شيعه گردد كه ديگر از مذهب خود بيرون ميرفت پس ايشان قرنهائى بر همان مذهب اهل سنت بودند - بسيارى از ايشان هم در آن مذهب تعصب ميورزيدند با آنكه امر مذهب در نظر عارف از نظر عرفان امر مهمى نيست و بسيارى هم براى خلفا ادعاى مقامات و كرامات از راه كشف و شهود مينمودند بالاخره تا قرن ششم و هفتم همه بر مذهب اهل سنت و جماعت بودند تا كم‌كم صحبت تشيع بميان آمد .