تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 86

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٨٦
افمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا لا يستوون ، ام نجعل المتقين كالفجار

وجه منع حقانيت

در اينجا جناب قاضى را مخاطب ساخته ميگوئيم ما نه بر حق بودنشان را تسليم ميكنيم و نه تشيعشانرا اما حقانيت پس آن كالشمس فى رابعة النهار است كه طريقه اينها متخذ از كتاب و سنت و احاديث مرويه از ائمه ( ع ) نيست و از سيره و روش آنها در اخبار ائمه اطهار سلام اللّه عليهم اجمعين هيچ اثرى نيست و طريقهء آنها طريقهء بدعت و اختراع است بلكه از ائمه ( ع ) لعن و طعن صوفيه مكرر رسيده و علماء و فقهاء فريقين همواره آنان را اهل بدعت محسوب ميداشتند و هر دو فرقه يعنى علماى شيعه و علماى اهل سنت در رد آنها و ابطال طريقه ايشان و عدم موافقشان با هيچ مذهبى كتابها نوشته‌اند و از اول كتاب يك‌يك از عقايد و مرامشان را شرح داديم كه هيچ كدام موافق شرع نباشد پس چگونه شود كه بدعت هم حق باشد . پس بجناب قاضى بايد بگوئيم دست شما درد نكند از اين خدمتى كه بجامعه شيعه كرديد ، كسانى را كه علماى اهل سنت تكفير و تفسيق ميكردند و حكم بقتل آنها ميدادند و مطرود و مردود ميدانستند و آنها را اهل بدعت ميشمردند شما زحمت كشيديد آنها را به شيعه چسبانيديد و دامن شيعه را ملوث نموديد تاكنون اگر راه اعتراض بر شيعه نداشتند جز از جهت رفض و سب خلفاء حال راه اعتراض از جهت ديگر هم پيدا كردند