مساوات است . ولى هركدام كه باشد آن مقدمه خارجيه باطل است كه عادل اسوأ حالا باشد . وانگهى برفرض كه وجوب تبين را نفسى دانسته و قانون اسوئيت را هم بپذيريم مىگوئيم : با انضمام اين مقدمه هم استدلال منتج نيست بيان ذلك : در خبر عادل با قطع نظر از مفهوم آيه نبأ چهار احتمال وجود دارد :
1 - در خبر عادل تبين واجب به وجوب نفسى است
2 - در خبر عادل تبين واجب به وجوب شرطى است .
3 - در خبر عادل تبين واجب نيست بلكه قبول بلا تبين واجب است .
4 - در خبر عادل ردّ بلا تبين واجب است حال با مفهوم شرط يا وصف آيهء نبأ احتمال او را نفى مىكنيم و با قانون اسوئيت هم احتمال چهارم را نفى مىكنيم امّا هنوز هم دو احتمال ديگر باقى مىماند و در نتيجه استدلال عقيم است خلاصه اينكه : اوّلا ما وجوب نفسى تبين را قبول نداريم بلكه آن را واجب غيرى مىدانيم و ثانيا برفرض قبول وجوب نفسى تبين قانون اسوئيت را قبول نداريم بلكه احسن يا مساوى است و ثالثا برفرض قبول قانون اسوئيت و وجوب نفسى مىگوئيم : انضمام اين قانون كافى نيست .
قوله و كيف كان : مرحوم شيخ پس از بيان كيفيت استدلال به آيهء نبأ در بيان اشكالات و ايرادات وارد مىشوند و مىفرمايد : بيش از بيست اشكال بر اين استدلال وارد شده كه اهمّ آنها عبارتند از ده اشكال و اين ده اشكال را به دو دسته تقسيم مىكنيم :
1 - اشكالاتى كه قوى است و قابل دفع و جواب دادن نيستند .
2 - اشكالاتى كه قابل دفع است و جلوى حجيت و دلالت را سد نمىكند .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 36
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦