فرمانش مىبرند ) در امور مربوط به قضا مىباشد . خداوند متعال مىفرمايد :
فَلَا وَرَبِّكَ لَايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَايَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً « 1 » .
« نه ، سوگند به پروردگارت كه ايمان نياوردند ، مگر آن كه در نزاعى كه ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حكمى كه تو مىدهى هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم آن گردند . »
تسليم در برابر پيامبر ، يعنى در ميان نبودن هيچ گونه دل تنگى از احكام ايشان به ويژه در زمينههاى قضايى كه گاهى عليه منافع انسان مىباشد و هنگامى كه امّت به سطحى برسد كه براى از ميان بردن اختلافات به پيامبر رجوع كند و هيچكس از حكم ايشان ، دلتنگى به خود راه ندهد ، امّت در ايمان ، به درجات والايى رسيده است .
تسليم در برابر پيامبر واجب است ، زيرا همان تسليم در برابر خدا و حقّى است كه خدا آن را بر او نازل فرموده است ، به علاوه آنكه از سوى اين تسليم با سرشتى كه خداوند در دل هر انسانى نشانده هماهنگ است . آيا نمىبينيد كه پيامبر به نيكى فرمان مىدهد و از پليدى باز مىدارد و پاكيها را بر مردم روا و ناپاكيها را برايشان ناروا مىشمرد و بارى را كه كمر آنها را شكسته از دوششان برمىگيرد ، و قيد و بندهايى را كه بر نفس خويش مىكشانند از آنها مىگشايد .
2 - بنابراين تسليم در برابر خدا و حق كه در عقل ، استوار گشته و پيامبر بدان فرامىخواند همان امر مطلوب است ، ليكن تسليم ، صرف پيمان و نيّت قلبى نيست ، بل ايمان ، احترام ، يارى و پيروى از كتاب خداست و كسانى كه دراين سطح تسليم پيامبر هستند همان رستگارانى به شمار مىآيند كه به والاترين اهداف زندگيشان رسيدهاند .
خداوند مىفرمايد :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّورَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ، آيهء 65 .