اعمال نيك و بد مأجور و معاقب هستند بايد بر حذر باشند ، ايمان تسليم در باطن است و عمل صالح نمايندهء آن در خارج ، اين هر دو مانند جسم و جان ، مكمل يكديگرند يكى بدون آن ديگرى نجات دهنده نيست .
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ
حاكى است كه ايمان و عمل سبب آمرزش گناهان نيز هست .
10 -
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ
.
كفر با انكار در صورتى است كه كسى حق را بداند و از روى عمد انكار نمايد ، به عبارت ديگر كفر از روى عناد و لجاجت باشد نه از روى جهل و نادانى ، قرآن به اين گونه اشخاص وعده آتش مىدهد .
11 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ
معلوم مىشود كه خطرى متوجه مسلمين شده بود ، خدا آن را دفع كرده است . گويند : مراد اهل مكه است كه در « حديبيه » مىخواستند به مسلمانان حمله كنند ، ولى خدا صلح را پيش آورد و آنها را از مسلمانان باز داشت ، شايد اين همان باشد كه در سورهء فتح / 20 آمده
. . . فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ . . .
و آن ظاهرا جريان صلح حديبيه است . بقولى مراد جريان يهود « بنى نضير » است كه خواستند رسول خدا را بكشند ولى ظهور آيه در آن است كه اين خطر به عموم متوجه بوده است
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
از خدا بترسيد كه چنان پيش آمد قابل تكرار است و به خدا اعتماد كنيد تا شما را يارى فرمايد .
12 -
لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً
مراد از نقيب ظاهرا سرپرست است نظير امامان شيعه عليهم السّلام ، به نظر مىآيد كه آنها رؤساى نسلهاى دوازدهگانهء بنى اسرائيل بودهاند ، « بعثنا » نشان