تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦

غافل و بى خبر هستى از آنچه من از رسول خدا ( ص ) دربارهء آنها و پدر و مادر آنها شنيدم . آنچه شنيدم حفظ كردم و فهميدم و روايت كردم . گفت : اى فرزند جعفر ، به ما بگو . به خدا سوگند تو نه دروغ مى گويى و نه مورد اتّهام هستى . « 1 » سپس عبداللّه مقدارى از سخنان پيامبر ( ص ) را دربارهء امامت على ( ع ) به معاويه بازگو كرد .

شركت در دفن امام حسن ( ع )

ابن عباس گويد : چون امام حسن ( ع ) به شهادت رسيد ، امام حسين ( ع ) ، من و عبداللّه بن جعفر و فرزندم على را به حضور طلبيد و پس از غسل و كفن ، آن حضرت را در بقيع در جوار مادر بزرگش فاطمه بنت اسد به خاك سپرديم . « 2 »

پاسخ بيعت خواهى براى يزيد

معاويه اندكى پس از درگذشت امام حسن ( ع ) ، يزيد را وليعهد خويش خواند و به استانداران خود و همچنين استاندار مدينه دستور داد مردم مدينه را به بيعت دعوت كند و نام كسانى را كه كوتاهى مى كنند به او گزارش دهد . استاندار مدينه نام افرادى را كه با بيعت نمودن با يزيد مخالفت كردند به معاويه گزارش داد كه نام عبداللّه بن جعفر نيز در آن بود . معاويه براى عبداللّه بن جعفر نامه اى نوشت كه مضمون آن چنين بود . « . . . مىدانى كه تو را بر ديگران ترجيح مى دهم و نسبت به تو و
هامش
( 1 ) . الغدير ، علَّامه امينى ، ج 1 ، ص 199 .
( 2 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 147 .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 36 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى