نظرى جديد رسيدند و آن اينكه وى را مدتى به زندان بيفكنند . به اين دليل كه مىفرمايد : « ليسجننه حتى حين » و شايد اين معناى دوم با عقيده قايلان به بداء مناسبتر و موافقتر باشد ؛ زيرا در اخبار و آثارى كه از ناحيه ايشان نقل شده واژه بداء به اين معنا به كار رفته ، نه به معناى اول ، مانند عبارتى كه به دروغ به جعفر صادق ، رضى اللّه عنه ، نسبت مىدهند كه فرمود : « ما بدا لله تعالى فى شىء كما بدا له فى اسماعيل » « 1 » تحقق بداء به هر دو معناى متقارب مذكور در مورد خداوند متعال محال است ، به دليل اينكه لازمهء آن حدوث علم مسبوق به جهل است ؛ و جهل و حدوث در مورد خداوند محال است . انديشه و تأمل در بناى اين جهان ما را بدين حقيقت رهنمون مىسازد كه آفريننده و مدبّر آن ازلا و ابدا نسبت به هر آنچه بوده و هست و خواهد بود علمى وسيع و مطلق و فراگير دارد . كما اينكه چنين انديشه و تأمل صحيحى ما را به اين نتيجه مىرساند كه محال است خداوند حادث باشد و يا حادثات بر او عارض شوند . در غير اين صورت ، او موجودى ناقص مىبود كه از ابداع و تدبير هستى ، آن همچنين تدبير اعجازانگيزى ، ناتوان بوده است .
آنچه گفته شد خلاصهاى بود از دليل عقلى استحالهء بداء در مورد خداوند . اما از نظر نقلى نيز نصوص فراوانى وجود دارد كه ثابت مىكند علم خداوند محيط بر همه چيز است و هيچچيز از او پنهان نيست . از جمله اين نصوص عبارتند از :
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها . إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ »
؛ « 2 »
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
« 3 » ؛
« اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ . عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ . سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ
هامش
( 1 ) . « براى خداوند در هيچ امرى مانند بلايى كه دربارهء اسماعيل حاصل شد بدايى پديد نيامد » . ( بحار الانوار ، 4 : 109 )
( 2 ) . « هيچ مصيبتى در زمين و نه در جانهاتان نرسد ، مگر پيش از آنكه بيافرينمش در نبشتهاى است . اين بر خدا آسان است » . ( حديد : 22 )
( 3 ) . « و كليدهاى غيب نزد اوست . جز او كسى آنها را نمىداند . و آنچه را در خشكى و درياست مىداند .
و هيچ برگى نيفتد مگر آنكه آن را مىداند . و نه هيچ دانهاى در تاريكىهاى زمين و نه هيچ ترى و نه هيچ خشكى مگر آنكه در نوشتهاى است روشن » . ( انعام : 59 )