تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
بود ، چيزى كه ديگران فاقد آن بودند ، زيرا زيد از حافظان قرآن و كاتبان وحى به شمار مىآمد و شاهد آخرين عرضه قرآن در روزهاى پايانى عمر رسول خدا ( ص ) بر جبرئيل بود ، علاوه بر همه اينها ، زيد به خوش‌فكرى ، تقواى بسيار ، امانت‌دارى ، اخلاق نيكو و استوارى در دين شهرت داشت . ابو بكر درباره واگذارى اين مسئوليت به زيد با عمر مشورت كرد و عمر نظر او را پسنديد . پس زيد را فراخواند و موضوع را با وى در ميان گذاشت و او را به انجام آن تشويق كرد . زيد در آغاز دچار ترديد بود ، اما ابو بكر كوشيد تا شك او را بر طرف ساخته مصلحت چنين اقدامى را بر وى آشكار سازد . سرانجام زيد قانع شد و عمل به نظر ابو بكر را به صواب ديد . او جمع‌آورى قرآن را آغاز كرد در حالى كه ابو بكر و عمر و بزرگان صحابه بر كار او نظارت داشتند و وى را در اين طرح مهم يارى مىكردند تا نهايتا خواسته ايشان انجام پذيرفت « و خدا جز اين نمىخواهد كه روشنايى خود را تمام و آشكار سازد اگرچه كافران خوش ندارند . » « 1 » بخارى در صحيح در اين باره نقل مىكند كه زيد گفت : به هنگام شهادت اهل يمامه ( به دنبال شهادت هفتاد تن از قاريان در جنگ يمامه ) ابو بكر مرا احضار كرد . عمر نيز نزد او حضور داشت . ابو بكر گفت : عمر مرا از شهادت قاريان قرآن در جنگ يمامه خبر داد و گفت : نگران آن است كه با كشته شدن قاريان در جنگ‌ها بخش مهمى از قرآن از دست برود و به من پيشنهاد داد كه فرمان جمع‌آورى قرآن را صادر كنم . من به او گفتم چگونه كارى را كه رسول خدا نكرد انجام دهيم . عمر در پاسخ گفت : به خدا قسم چنين كارى به خير و صلاح است . او چندان در درخواست خود پاى فشرد تا آنكه خداوند دلم را به آن راضى گرداند و با او هم داستان شدم . زيد افزود : ابو بكر سخن خويش را چنين ادامه داد : تو جوان عاقلى هستى و ما شبهه‌اى درباره تو نداريم ، كاتب وحى رسول خدا ( ص ) بودى . پس ، به بررسى مكتوبات قرآن و جمع‌آورى آن اقدام كن . به خدا قسم ، اگر به از جا كندن كوه مكلفم مىكردند ، برايم ساده‌تر از آن بود كه به جمع‌آورى قرآن مأمورم سازند . گفت : چگونه مىخواهيد كارى را كه رسول خدا نكرده است انجام دهيد ؟ ابو بكر پاسخ داد : به خدا سوگند كه خير و مصلحت در چنين اقدامى است و پس از آن همواره ابرام مىكرد تا آنكه خداوند دل مرا به آن چه دل ابو بكر و عمر را بدان قانع ساخته بود خرسند كرد . پس جمع‌آورى قرآن را از نوشته‌هاى روى پوست درختان خرما و سنگ‌هاى صاف و محفوظات
هامش
( 1 ) . توبه : 32