جمله نوشتههايى است كه آب به آسياى استعمار و استعمارگران مىريزد . و اينچنين زيان و صدمهاى ، اندك اندك از سطح يك مملكت و يك امت مىگذرد ، و دامنهء آن به بشريت و مسائل عالى بشرى مىكشد . [ 1 ] و از اينجاست كه اهميت كتابهايى كه عالمان شيعه - در طول قرون - به منظور دفاع از مكتب متعهد شيعى نوشتهاند معلوم مىگردد . و اين گونه كتابها كه به دست عالمان فرزانه و آگاه ما نوشته شده است ( عالمانى كه همواره روش خود على « ع » را ملحوظ داشتهاند ) ، هميشه جنبهء دفاع داشته است نه هجوم . و نوشتن اين گونه كتابهاى روشنگر و مستند ، واجب دينى و علمى و اجتماعى است ، زيرا اين كتابها نظر نادرست ديگران را نسبت به شيعه و تشيع و پيروى از آل محمد « ص » درست مىكند ، و كم كم به شناخت حق و نزديك شدن مسلمين به هم - به صورت صحيح آن - منتهى مىگردد .
اينكه گفتم عالمان فرزانه و آگاه ، براى آنست كه اين رده از مردان مجاهد و نگهبانان دين خدا ، از ديگران جدا گردند . اينان
هامش
[ 1 ] . من اين گونه تعبيرها و برداشتها را ، دربارهء تشيع ، و همچنين موضع مخالفان ، از سالها پيش گفته و نوشته و داشتهام ، ليكن در اين ايام كه انقلاب اسلامى ايران ، به رهبرى امام امت « خمينى بزرگ » پيروز گشته است ، و پوزهء ابر قدرتها را به خاك ماليده است ، و مىرود تا اسلام اصيل ( تشيع ) ، پيامآور نجات همهء مسلمانان ، بلكه مستضعفان جهان باشد ، معناى تعبيرهاى من در اين باره و تلقيهاى من از موضوع بهتر روشن مىشود .