عذاب كننده پروردگار صاحب عزت متعال و جبّار است .
«
مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ
- از خداى صاحب بخششها و نعمتها . » بعضى گفتهاند كه كلمهء « ذى المعارج » نامى براى خداى عزّ و جلّ نيست ، و در الدر المنثور آمده است كه : احمد و ابن خزيمة از سعد بن أبى وقّاص روايت كردهاند كه او شنيد كه مردى مىگويد : لبّيك ذى المعارج ، پس به او گفت : البتّه ذو المعارج است ، ولى ما با رسول اللَّه ( ص ) بوديم و او چنين نمىگفت ، « 3 » ولى ظاهرا نامى براى خدا است ، از آن جهت كه در دعاهاى حج وارد شده و گفتهاند كه : مستحبّ است در عمل تلبيه ( لبيك گفتن ) گفته شود : « لبّيك ذا المعارج لبّيك » ، بنا بر آن كه نص قرآن در اين باره آشكار است و مقياس همان است .
در معنى معارج چند قول آمده است ، از جمله : فواضل ( بخششها و انعامها ) كه عموم مفسّران بر آناند ، و صاحب مجمع البيان بر آن افزوده است ، و درجاتى كه خدا به انبيا و اوليا در بهشت عطا مىكند ، چه او منازل بلند و درجات پاكيزه به آنان مىبخشد ، « 4 » و علامهء طوسى در التبيان گفته است : جاهاى عروج كردن و بالا رفتن در آسمانها است ، « 5 » و صاحب الميزان گفته است : و آن مقامات ملكوت است ، و گفت : درجاتى است كه در آنها اعتقاد حق و عمل صالح بالا مىرود ، و خداى تعالى گفت :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
، « 6 » و گفتهاند كه جايگاه بالا رفتن فرشتگان است . . . و ممكن است همهء اين گفتهها صحيح باشد ، چه ريشهء لغوى كلمه همهء آنها را با هم جمع مىكند . . . زيرا كه معارج جاهاى بالا رفتن است / 344 كه در آنها مرتبهاى پس از مرتبهء ديگر قرار گرفته است . چنان مىنمايد كه تأويل آن در اين جا صاحب جاهاى بالا رفتن به هم پيوسته است كه از آيهء دوم به
هامش
( 3 ) - الدر المنثور ، ج 6 ، ص 264 .
( 4 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 353 .
( 5 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 114 .
( 6 ) - الميزان ، ج 20 ، ص 7 .