شكند » يعنى به اندازهء آن كه بگويد : إن شاء اللَّه تعالى .
و در آيه دلالتى است بر اين كه پيامبر سوگند به ترك چيزى ياد كرد ، و دستور داد كه با دادن كفاره گره اين سوگند را بگشايند ، پس تحلة به معنى بيرون آمدن از بند قسم و گشودن آن است .
3 [ عرّف بعضه ] : مفسران بر اين امر اجماع دارند كه معنى اين است كه براى همسران خود چيزى را كه دريافته بود اذعان و اعتراف كرد ، ولى به نظر من كلمهء « عرّف » با تشديد به معنى آشكار كردن است ، چنان كه كوه را نيز « عرف » مىخوانند ، و خدا گفته است :
وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ
يعنى آن را همچون كوه براى ايشان آشكار ساخت ، و نيز گفت :
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
يعنى بر بلنديها . و إعراض عكس إعراف است ، يعنى مهمل گذاشتن و تغافل كردن .
4 [ صغت قلوبكما ] : يعنى تمايل و انحراف پيدا كرد ، و به قولى : تنگ شد و از حق عدول كرد ، و چنان مىنمايد كه اين معنى با آيه هماهنگ نيست ، چه مىگويد : « اگر توبه كنيد فقد صغت قلوبكم » و درستتر آن است كه إصغاء به آن معنى باشد كه در اين گفتهء خداى تعالى آمده است : «
وَ لِتَصْغى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
- تا قلوب كسانى كه به آخرت ايمان ندارند آن را بشنود » و تو گويى چنان است كه توبه كردن به سوى خدا گوشهاى دلها را باز مىكند .
[ تظاهرا عليه ] : به هميارى و همپشتى با او برخاستند ، و جواب اين تعاون و تظاهر آن بود كه مولايش خدا و