. عرش زمين را گفت : انا عند المنكسرة قلوبهم ، قلب المؤمن بين اصبعين من اصابع الرحمن .
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
- مصطفى ( ص ) گفت :
« الدعاء هو العبادة » .
دعا عين عبادتست . دعاء خواندن است يا خواستن . اگر خواندن است عين ثناء است ، ور خواستن است بنده را سزا است ، و هر دو عبادتست و نجاة را وسيلت . يحيى معاذ گفت : عبادة اللَّه خزينهاى است . كليد اين خزينه دعا ، و دندانهاى اين كليد لقمهء حلال .
و شرط دعاء تضرع است و زارى ، و بر درگاه عزت خود را بيفكندن بخوارى . اينست كه ميگويد :
تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
.
و در خبر است : آدم صلوات اللَّه عليه صد سال بر آن زلّت خويش نوحه كرد بزارى ، و تضرع نمود ، تا جبرئيل گفت : بار خدايا ! خود مىبينى تضرع آدم ، مىشنوى زاريدن وى . هيچ روى آن دارد كه عذرش پذيرى ؟ و خستگى وى را مرهمى برنهى ؟
فرمان آمد كه اى جبرئيل ! آدم را بما گذار كه اگر نه اين تضرع و زارى از وى دانستى ، خود زلّت بر وى قضا نكردمى . زلت بر وى قضا كردم كه دانستم از وى كه چون درماند ، زبان بدعا و تضرع بگشايد ، و من دوست دارم كه بنده بنالد ، و در من زارد ، انين المذنبين احب الىّ من زجل المسبحين . نظيره :
وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
ميگويد : مرا خوانيد تا اجابت كنم . مرا دانيد تا آمرزم . از من خواهيد تا بخشم .
جاى ديگر گفت :
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
آن درماندهء فرو مانده ، در بلا بيطاقت گشته ، كه پاسخ كند خواندن او مگر من ؟ كه نيوشد دعاء او مگر من ؟ كه فرياد رسد درماندگى وى را مگر من ؟ مضطر آنست كه خود را دست آويزى نداند ، و روزگار بر باد دادهء « 1 » خود برابر چشم خويش دارد . دوست از همه وسائل و طاعات تهى بيند . دعاء
هامش
( 1 ) - ج : باد بردادهء .