چالش دوم ، زنده شدن انسانها پس از مرگ كه براى مردم بسيار عجيب بود و آن را رد مىكردند .
اين دو موضوع حتى در عصر علم فعلى ، نيز مورد انكار كفار مىباشند .
چالش سوم ، وسوسه شيطان بر مخالفت مردم با دعوت انبياء
چالش چهارم ، مخالفت و تحريك ملأ يعنى اشراف و متنفذين قوم ، دعوت انبياء براى مردم عادى تنها مخالفت با عادات آنان در بتپرستى و معاصى بود ولى براى پولداران و قدرتمندان بعلاوه اى كه مخالفت با عادات آنان بود ، نابودى مقام و نفوذ آنان را نيز در پى داشت ، و لذا هم خود مقاومت مىكردند و هم مردم زيردست خود را به مخالفتهاى گوناگونى تا كشتن انبياء ( ع ) تحريك مىكردند . اينان طاغوت ( طغيانگر ) بودند كه قرآن مجيد پيش از ايمان به خدا ، كفر به آنان را خواستگار شده است .
چالش پنجم كه تا حدى طبيعى به نظر مىرسد ، مخالفت تكاليف شرعى - نماز ، روزه و ساير عبادات . مراعات حقوق و ديگر تحريم امورى كه مورد پسند هوسهاى حيوانى انسانها مىباشد ، - با مذاق راحت پرور انسانهاى خودكامه است .
انسان قرن پانزده هجرى هم مىگويد كه ايمان به خدا منجر به محروميت از لذايذ مادى مىگردد و آدمى را در دام واجبات و محرمات ، اسير مى سازد ، پس بهتر است كه آن را از اول با انكار آفريدگار جهان نپذيريم .
چالش ششم ، تقليد از پدران بتپرست و بىدين كه افراد كم فكر عمل و سيره نياكان را مقدس و حق مطلق مىدانند .
مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢١٩