تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
اساسا قرآن اكثريت هوسباز را مكررا مذمت كرده است و در آيات بيشمارى بر حق تأكيد فرموده است و حق را زيربناى تكوين و تشريع قرار داده است . يعنى آسمانها و زمين و آنچه كه در بين آنها است به حق آفريده شده ، پيامبر به حق ارسال شده و قرآن به حق آمده است و اسلام دين حق است . و لذا حكومت اسلامى موظف است در مقابل مسلمان و كافر به حق عمل كند و از عدالت اجتماعى نگذرد و به سوى باطل نرود .
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ .
تأكيد اين آيه بر اصول عدالت اجتماعى بسيار روشن است . در مورد تفسير آيات وارده در حق ، نياز به تأليف كتاب بزرگى مى باشد خصوصا اگر بخواهيم پيوند اين آيات را با آيات نازله در مورد عدالت اجتماعى و عدل و قسط و ظلم بيان داريم . بلى ، ملت موظف است حكومت را از هوسها و باطلها و ظلم و ستم بسوى حق دعوت كنند و حكومت نيز موظف است مردم را از هوسها و باطل‌ها و ظلم و ستم بسوى حق و عدالت ارشاد كند . دوم : سياست كلى دولت بر تعادل سرمايه در بين مردم است . در دنياى امروز احتمالا هشتاد درصد سرمايه در اختيار 20 % مردم است و 20 % سرمايه در اختيار 80 % مردم كه اوج بىعدالتى و ظلم و موجب ناامنى شده است .