إِلَى مَحَلِّ السِّدْرَةِ وَقَفَ جَبْرَئِيلُ دُونَهَا وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذَا مَوْقِفِيَ الَّذِي وَضَعَنِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ . . . فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى السِّدْرَةِ وَ تَخَلَّفَ جَبْرَئِيلُ ( ع ) « 1 » .
احتمالًا در سدرة المنتهى براق هم از صعود و حركت مانده و پيامبر ( ص ) به فشار نور برده شده ولى در زير عرش براى او رفرف سبزى را طبق روايات كشف اليقين آوردندهاند كه آنجا به آخرين مرحله عروج خود رسيده است : ثُمّ صعد بى حتّى صرتُ تحت العرش فدلّى لى رفرف أخضر ما أحسن وصفه فرفعنى الرفرف بإذن الله الى ربّى . . . « 2 » . »
و فى رواية غير معتبره : « فلمّا صرتُ الى السماء السابعه اذا انا بقصر . . . فسرنا فلم تزل ندفع من نور الى ظلمة و من ظلمة الى نور حتى وقفت على سدرة المنتهى . . . و مازلت واقفاً حتى قذفت بحار النور فلم تزل الامواج . . . « 3 » » ؛ وقتى كه به سوى آسمان هفتم مىرفتيم و مستمرّاً از نور به سوى ظلمت و از ظلمت و تاريكى به نور مىرفتيم تا به سدرة المنتهى ايستاديم ، ما در درياهاى نور فرو رفتم متّصلًا امواج نور مرا فرو مى برد از نور به تاريكى و از تاريكى به نور ، تا اينكه پروردگارم مرا در موقفى كه آن را دوست داشتم ، نزد آن توقف كنم از ملكوت رحمان . . ( بعد از مكالمات با خداوند ) دوباره امواج نور مرا مى انداخت جبرئيل مرا در سدرة المنتهى ملاقات كرد . از اين حديث بدست مىآيد كه از سدرة المنتهى تا آنجايى كه پيامبر ( ص ) رفته « براق » كار نمىداده و توسط امواج نور رفتن و برگشتن او صورت گرفته است . والله العالم .
در دوره جوانى در قندهار يك صاحب منصب نظامى از اردوى افغانستان براى من حكايت كرد كه امروز آمريكا و شوروى بين خود زور آزمايى براى حكومت بر دنيا را دارند
هامش
( 1 ) - المصدر ، 365 .
( 2 ) - المصدر ، 395 .
( 3 ) - البحار ، ج 18 / 313 .