تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
آويزان ، دوگوش او دُرْ زبرجد سبز و دو چشمش مانند ستاره زهره همانند دو ستاره درخشان مىدرخشد ، شعاع آن همانند شعاع شمس است از حلقش مرواريد سرازير آفرينش او پيچيده و معقد بود ، دو دست و دو پاى دراز درشت ، نفس او مانند نفس آدمىها است ، كلام را مىشنود و مىفهمد ، برتر از حمار و كمتر از قاطر و استر « 1 » . 5 - ابن طاووس در سعدالسعود « . . عنه ( ص ) . . فوضعنى جبرئيل فى شيءٍ كوكر الطير فلمّا طرقت ببصرى » و جبرئيل مرا در چيزى گذاشت كه مانند أشيانه‌اى پرنده بود كه به يك چشم به هم زدن ديدم من در مكان ديگرى هستم ! جبرئيل گفت آيا مىدانى در كجايى گفتم نه گفت اينجا بيت المقدّس است خانه أقصاى خدا . . . 6 - درصحيح بسيار مفصّل ، هشام بن سالم از امام صادق ( ع ) جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل « براق » را خدمت رسول خدا ( ص ) آوردند يكى لگام او را گرفت ، و دوّم ركاب او را و سوّمى لباسهاى آن حضرت را بر تن آن حضرت ( ص ) برابر نمود « براق » سركشى نمود ، جبرئيل او را سيلى زد . . . پس پرواز كرد و بالا رفت . . « 2 » سند روايت صحيح است ولى اعتبار مصدر آن تفسير على بن ابراهيم محل بحث است كه در علم جال به آن اشاره كرده‌ام . 7 - فى مرفوعة عن عبدالرحمن بن غنم قال : جاء جبرئيلُ الى رَسُولِ الله ( ص ) بدابّة دون البغلِ و فوق الحمارِ رِجلاها من يدَيها خطؤها مدا البصر ، فكاراده النبى ( ص ) ان يركب امتنعت فقال جبرئيل إنه محمّدٌ فتواضعت حتى لصقت بالارض قال : فركبت فكلّما هبطت ارتفعت يداها و قصرت رجلاها و اذا صعدت ارتفعت رجلاها و قصرت يداها . . « 3 » 8 - فى مرسلة الاحتجاج عن على ( ع ) . . . : و عرج به ( ص ) فى ملكوت السماوات مسيرة خمسين
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 18 / 316 ، از خصال ( 2 ) - بحارالأنوار ، ج 18 / 319 . ( 3 ) - بحارالأنوار ، ج 18 / 333 نقلا عن الامالى .