تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
در آيه 39 سوره اسراء ( بنى اسرائيل ) چنين آمده است :
« ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً »
( الإسراء : 39 ) ؛ يعنى اين مطالب گذشته ( قسمتى ) از حكمت است كه بسوى تو وحى كرديم . كلمه ( ذلك ) اسم اشاره است كه به سوى مدلول آيات سابقه اشاره دارد ، ولى آيا بسوى همه آيات سى و هشت‌گانه گذشته اين سوره ، مىرود كه بعيد است . يا به سوى قسمتى از آيات و آن قسمت ، چند آيه است ، دليلى بر آن وجود ندارد . ممكن است - مجرد احتمال - كه آيه 27 تا آيه 38 مراد باشد . بلى از آيه 39 كه عنوان بحث است فهميده مىشود ، كه هرچند اصل در عطف مفاهيم بر همديگر در كلام ، دليل بر تعدّد آن مفاهيم مىباشد . و عطف تفسيرى خلاف اصل و محتاج به قرينه است ولى در آياتى كه به آنها اشاره كرديم ، حكمت غير از آيات و تزكيه و تعليم كتاب نيست ؛ زيرا خداوند بعد از إنزال 38 آيه در سوره بنى اسرائيل ( اسراء ) مىفرمايد : اين آيات با معانى آنها كه پروردگارت به سوى تو وحى كرده است از مصاديق حكمت است . بنابراين مصاديق حكمت هم كتاب ( قرآن ) است و هم آيات ، و بايد عطف تعليم كتاب بر آيات و عطف ( تعليم ) حكمت بر كتاب عطف تفسيرى باشد . و مىشود كه حكمت را مشتمل بر عقايد و اخلاق و افعالى بدانيم كه موجب تسديد و تقويت و ثبات روح در زندگانى مىشود . امر قرآن به دعوت مردم به حكمت ( دلايل عقلى و عقلايى ) به سوى اصول و فروع دين يك شعار هوايى غير قابل عمل نبود كه از زمان رسول اكرم ( ص ) و صحابه و ائمّه اهل البيت ( ع ) و دانشمندان عالى قدر مسلمان تا امروز 1438 سال هجرى قمرى ( قرن 21 ميلادى ، قرن ترقّى علوم تجربى و حتى دو قرن قبل آن ) در پناه آيات قرآن براى مردم دنيا اصول و پايه دين اسلام و برنامه عملى و اخلاقى آن را توسط براهين عقل نظرى و عقل عملى ( دو شاخه حكمت ) بيان كرده‌اند و امروز نداى قرآن همانند عصر رسالت بلند است كه از براى خداوند حجّت‌رسا بر مردم‌دانا ، تمام است و مردم پس از جهل تقصيرى بوسيله عناد و جهل